مصطفی چمران   

مصطفی چمران

 (۱۳۱۱ - ۳۱ خرداد ۱۳۶۰[۱]) معاون نخست‌وزیر در امور انقلاب دولت موقت، وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، نماینده روح‌الله خمینی در شورای عالی دفاع و از فرماندهان جنگ‌های نامنظم بود که در جبهه جنگ ایران و عراق کشته شد. عباس چمران، برادر او آخرین رییس دانشکده مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف قبل از انقلاب بود که پس از کشته شدن او دق کرد و درگذشت.[۲] مهدی چمران برادر دیگر او رییس شورای شهر تهران است.
از تولد تا اعزام به آمریکا
مصطفی چمران به سال ۱۳۱۱ ش در خیابان پانزده خرداد تهران، بازار آهنگرها، محله سرپولک متولد شد.
وی تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه انتصاریه، نزدیک پامنار، گذراند و دوران متوسطه را در دارالفنون و البرز طی کرد. به سال ۱۳۳۲ در رشته الکترومکانیک دانشکده فنی دانشگاه تهران پذیرفته شد. پس از فارغ التحصیلی در سال ۱۳۳۶، یک سال را به تدریس در دانشکدهٔ فنی پرداخت.
وی در تمام دوران تحصیل خود و نیز دورهٔ کارشناسی در دانشگاه تهران، شاگرد اول بود که از استاد خود مهدی بازرگان نمره ۲۲ را در درس ترمودینامیک دریافت کرد.
فعالیت سیاسی
وی از ۱۵ سالگی در جلسات تفسیر قرآن سید محمود علایی طالقانی در مسجد هدایت و در دروس فلسفه و منطق مرتضی مطهری و نیز در جلسات دیگر شرکت داشت.
چمران از اولین اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بود. در مبارزات سیاسی دوران مصدق، از مجلس چهاردهم تا ملی شدن صنعت نفت شرکت فعال داشت.
در آمریکا
چمران با بورس شاگرد اولی در دانشگاه تهران برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و همچنان در دوره‌های کارشناسی ارشد (رشته الکتریسیته) دردانشگاه تگزاس در آستین و دکتری (رشته فیزیک پلاسما و الکترونیک) در دانشگاه برکلی شاگرد اول بود.[۳]
چمران در یک شرکت بزرگ آمریکایی به نام بل که روی پروژه‌های علمی قمر مصنوعی فعالیت داشت استخدام و تا تیرماه ۱۳۴۴ (۱۹۶۷) که به همراه دوستانش به خاور میانه رفت، در این شرکت فعالیت داشت. چمران از شاگردان آیت‌الله طالقانی در ایران و از اعضای بنیانگذار نهضت آزادی خارج از کشور بود[۴]. در آمریکا با همکاری بعضی از دوستانش برای اولین بار انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا را پایه ریزی کرد و از مؤسسین انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی در کالیفرنیا بود. به دلیل این فعالیتها، بورس تحصیلی شاگرد ممتازی وی از سوی رژیم شاه قطع می‌شود.


در سال ۱۹۶۲ (۱۳۴۱)، پس از فارغ التحصیل شدن با خانواده خود به نیوجرسی منتقل شد و ضمن عضویت در شورای مرکزی جبهه ملی به عنوان عضو هیئت اجرایی و مسئول مالی به فعالیت پرداخت. تدارک اعتراضات و بسیج دانشجویان در جلوی سازمان ملل در نیویورک ـ در جلوی کاخ سفید در واشینگتن و همچنین سفارت ایران در شهر واشینگتن و سایر کنسولگری‌ها در شهرهای شیکاگو ـ نیویورک ـ سانفرانسیسکـو در جهت اعتراض به وضعیت سیاسی ـ اجتماعی ایران بخش عمده‌ای از تلاش و فعالیت‌هایش در این سال‌ها است.[۵]
ماجرای بست نشستن در عبادتگاه سازمان ملل بدین قرار است: در سازمان ملل، محلی به عنوان معبد طراحی گردیده که نه مسجد است نه کلیسا؛ صرفاً عبادتگاه است. اتاقی است بزرگ و ساده که به صورت یک اتاق آرام و فضایی روحانی طراحی شده و بازدیدکنندگان بعضاً در این محل لحظاتی توقف کرده و با خود خلوت و به نیایش درونی می‌پردازند. دوازده نفر از ایرانیان طبق قرار قبلی در این محل حاضر شده و اصطلاحاً بست می‌نشینند. پس از چند دقیقه توجه مأمورین به این نفرات که بیش از حد معمول در محل عبادتگاه توقف کرده‌اند جلب می‌شود. مامورین خواستار خروج این نفرات از عبادتگاه می‌شوند. جمع متحصن خواستار ملاقات با دبیر کل سازمان ملل می‌شوند که با مخالفت مأمورین روبرو می‌شوند. از طرفی دیگر، عده‌ای از اعضاء جبهه ملی و دانشجویان هم در خارج از ساختمان تجمع کرده و پلاکاردها و بیانیه‌هایی به زبان انگلیسی در اعتراض به شاه و هیئت حاکمه ایران بین توریست‌ها و مردم توزیع می‌کنند. خبر تحصن ایرانیان در محل سازمان ملل خبرنگاران را به آنجا می‌کشاند. مأمورین که از خروج متحصنین ناامید می‌شوند گارد مخصوص را آورده و دست و پای آنها را گرفته، کشان کشان از سازمان ملل بیرون می‌برند و خبرنگاران خارجی و تلویزیون‌های سراسری آمریکـا از این صحنه فیلمبرداری می‌کنند. روی زمین کشیده شدن چمران با سری بی مو به روی پله‌های سازمان ملل صحنه فجیعی را در اخبار کانال‌های مختلف تلویزیون آمریکا به وجود می‌آورد. این فیلم برای چمران بسیار گران تمام شد؛ زیرا این نوع حرکت‌ها برای یک محقق در یک شرکت بزرگ علمی قابل قبول نمی‌توانست باشد.[۶]
مصطفی چمران دو بار ازدواج کرد او از همسر اول خود، پروانه، سه فرزند دارد؛[۴] که دو دختر و یک پسر می‌باشند. فرزند پسر او، بعدها در سواحل آمریکا غرق می‌شود. وی پس از سفر به لبنان، از همسر آمریکایی خود جدا شد و با یک زن لبنانی به نام «غاده» ازدواج کرد.

در مصر
چمران پس از پایان تحصیلات و پس از قیام پانزده خرداد به همراه بعضی از دوستان همفکر، رهسپار مصر شده و به مدت دو سال، در زمان جمال عبدالناصر، سخت ترین دوره‌های چریکی و پارتیزانی را می‌آموزد و به عنوان بهترین شاگرد این دوره شناخته می‌شود.
در مصر با مشاهده جریان ناسیونالیسم عربی به جمال عبدالناصر اعتراض کرد و ناصر ضمن پذیرش این اعتراض گفت که جریان ناسیونالیسم عربی آن قدر قوی است که نمی‌توان به راحتی با آن مقابله کرد و به دنبال آن به چمران و یارانش اجازه می‌دهد که در آن کشور نظرات خود را بیان کنند.[۷]

در لبنان
در سال ۱۳۵۰ امام موسی صدر در سفری به تهران ضمن ملاقات با بازرگان و گزارش خدمات در لبنان، از تشکیل یک مدرسه در شهر صور خبر می‌دهد و از ایشان معرفی یک مهندس مجرب جهت اداره مدرسه را خواستار می‌شود. مهندس بازرگان، چمران را معرفی می‌نماید. پس از تماس امام موسی صدر با چمران، این امر مورد قبول چمران واقع شده و وی مجدداً همه چیز را رها کرده و به سوی لبنان رهسپار می‌گردد.[۸]
او در لبنان، در کنار امام موسی صدر، به فعالیت‌های فرهنگی و چریکی می‌پردازد و مدیریت مدرسه صنعتی جبل عامل را به عهده می‌گیرد. تأسیس پایگاه چریکی مستقل برای تعلیم مبارزان ایرانی در لبنان، از دیگر اهداف چمران بوده‌است. چمران در لبنان، به کمک امام موسی صدر، «حرکةالمحرومین» و سپس جناح نظامی آن، سازمان «امل» را پایه گذاری می‌کند.از سال ۱۹۷۱ که به جنوب لبنان آمده بود، کلاسهائی برای درسهای ایدئولوژیک اسلامی به سبک انجمن‌های اسلامی دانشجویان به راه انداخت. از هر دهی یک یا دو نفر از معلمین مسلمان را انتخاب کرد که مجموعاً حدود ۱۵۰ نفر می‌شدند؛ هفته‌ای یک بار به مدرسه می‌آمدند و جلساتی اسلامی برپا می‌شد که امام موسی، شیخ مهدی شمس الدین، سید محمدحسین فضل الله و رجال دیگر سخنرانی می‌کردند و بعد خودش وارد بحث می‌شد و یک سلسله دروس ایدئولوژیک بیان می‌کرد. همین افراد بودند که اولین هسته‌های سازمان «حرکت المحرومین» در جنوب را تشکیل دادند. او در بیروت نیز نظیر این اقدام را انجام داد.
هنگامی که منطقه شیعه نشین «نبعه» توسط فالانژها محاصره شده بود، چمران در مأموریتی خطرناک، سوار بر زره پوشی از ارتش لبنان، خود را به داخل منطقه محاصره شده می‌رساند. در میان راه فالانژیستها زره پوش را متوقف می‌کنند و می‌خواهند درب آن را باز کنند که چمران از داخل دستگیره در را محکم می‌گیرد و آنها فکر می‌کنند در قفل است و وقتی از شیشه کوچک به داخل نگاه می‌کنند او خود را پنهان می‌کند؛ آنها نیز با تصور اینکه کسی داخل نیست منصرف می‌شوند. چمران پس از سه روز ماندن در نبعه تصمیم به مراجعت می‌گیرد. برای بازگشت زره پوشی نبود؛ لذا با ارمنیها تماس می‌گیرد؛ ارمنیها در قبال گرفتن پول شیعیان را به بیروت می‌رساندند و اکثریت آنها در میان راه به اسارت می‌افتادند و کشته می‌شدند. چمران با اتومبیل، همراه سه نفر ارمنی، وارد منطقه فالانژیستها می‌شود و در پست ایست و بازرسی فالانژها با استفاده از پاسپورت یک شخص فرانسوی که شباهتی به چمران داشته، شروع به صحبت به زبان فرانسه با مأمورین می‌کند و بدین ترتیب از محاصره آنها خارج می‌شود. او گزارشی از وضعیت وخیم شیعیان جنگ زده «نبعه» به امام موسی صدر می‌دهد. امام موسی صدر با دوستی در فرانسه تماس گرفته و طلب مساعدت می‌نماید؛ او نیز با سازمان پزشکان بدون مرز تماس برقرار می‌کند و اکبپی متشکل از چهار پزشک فرانسوی به همراه سه پرستار عازم نبعه می‌شوند. چمران مجدداً همراه با اکیپ فرانسوی عازم نبعه می‌شود که در میان راه اتومبیل آنها را به رگبار می‌بندند و سوراخ سوراخ می‌کنند.
چمران عشق و ارادت عجیبی به امام موسی صدر داشت و از یادداشتهایش این امر کاملاً هویداست.
چمران نسبت به گروه‌های سیاسی لبنان شناخت عمیقی داشت و در نوشته‌هایش انزجار از گروه‌های چپ موج می‌زند؛ وی آزردگی خاطر خویش را از باران تهمتهائی که گروه‌های مختلف سیاسی به او می‌زدند کتمان نمی‌کند. از جمله اتهامات بی اساسی که به چمران زده بودند، تسلیم نمودن اردوگاه بزرگ فلسطینی تل زعتر به کتائب (فالانژها) بوده‌است. چمران با رهبران فلسطینی و در رأس آنها، یاسرعرفات نیز تماس و همکاری نزدیک داشته‌است. در بحبوحه پیروزی انقلاب ۵۷، چمران در نظر داشت که پانصد رزمنده از سازمان «امل» را تجهیز نموده و خود را به وسط معرکه نبرد در ایران برساند. دولت سوریه نیز دادن امکانات و هواپیما برای انتقال رزمندگان را تقبل نموده بود تا در هر جا که سازمان امل می‌خواهد رزمندگانش را پیاده کند. اما نبرد در تهران ۲۴ ساعت بیشتر طول نمی‌کشد و طرح به مرحله اجرا در نمی‌آید. [۹]
با پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، چمران همراه با شماری از جنگندگان «امل» به ایران آمد و با آنکه قصد ماندن در ایران را نداشت، به توصیه سید روح‌الله خمینی در وطنش ماندگار شد. در اوایل پیروزی انقلاب، به تربیت اولین گروه از پاسداران انقلاب در سعدآباد پرداخت.
در کردستان
در غائله کردستان برای خواباندن فتنه جدائی طلبانی که با دولت مرکزی می‌جنگیدند، به آن دیار رفت. گردنه قلعه حصار، بین راه ارومیه و سرو، توسط اخلالگران اشغال شده بود و نیروهای ژاندارمری و داوطلب محلی پس از دادن تلفات زیاد عقب نشینی کرده بودند؛ وی در اولین حرکت نظامی خود به همراه فلاحی، فرمانده نیروی زمینی ارتش، در حالی که کلاشینکوف به دست گرفته بود و پیشاپیش نیروهای نظامی حرکت می‌کرد و راه را برای عبور تانکها باز می‌نمود، در پاکسازی گردنه مزبور شرکت کرد و یاغیان را پراکنده نمودند. در ناآرامیهای مریوان از طرف دولت موقت به مأموریت رفت و مدت ده روز در آنجا ماند و پس از برگزاری جلسات متعدد برای بازگشت امنیت به منطقه و حاکمیت دولت مرکزی با بزرگان شهر به توافق رسید. در جنگ کردستان، گروهی از زبده ترین تکاوران ارتش او را همراهی می‌کردند. آنها از تاکتیک ویژه‌ای سود می‌جستند و به جای آن که با پیشقراولان دشمن مواجه شوند، با هلیکوپتر در قلب پایگاه‌های دشمن فرود می‌آمدند و آنها را تار و مار می‌کردند. اوج شهرت چمران در واقعه خونین پاوه بود که همراه با تیمسار فلاحی، در زیر باران گلوله، خود را به محاصره افکند. شهر پاوه به دست شورشیان افتاده بود و تنها خانه پاسداران و پاسگاه ژاندارمری مقاومت می‌کردند. در این حادثه، با پخش پیام سید روح الله خمینی از رسانه‌ها که ارتش و پاسداران را به پاوه فراخوانده بود، آشوبگران پا به فرار گذاشتند و چمران در تعقیب بقایای آنها، شهر به شهر، تا سردشت پیش رفت و شهرهای بزرگ کردستان مثل مهاباد، باته، سقز و بوکان را آزاد نمود. از حوادث دردناکی که در پاوه اتفاق افتاد، سقوط هواپیمای فانتوم، قتل عام مجروحین در بیمارستان شهر به دست محاصره کنندگان و برخورد هلیکوپتر ۲۱۴ حامل مجروحین به کوه بود که چمران از آن با تلخی فراوان و یک حادثه «دیوانه کننده» یاد می‌کند. [۱۰] او پس از این جریانات به تهران احضار شد و از سوی سید روح‌الله خمینی به سمت وزارت دفاع منصوب گردید.
در خوزستان
چمران در انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی از تهران به نمایندگی انتخاب شد. با آغاز جنگ ایران و عراق به جبهه جنگ عزیمت نمود و به همراه سید علی خامنه‌ای ستاد جنگهای نامنظم را بنیان نهاد. ایجاد واحد مهندسی فعال برای ستاد جنگ‏های نامنظم یکی از این برنامه‏ها بود که به کمک آن، جاده‏های نظامی به سرعت در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ‏های آب در کنار رود کارون و احداث یک کانال به طول حدود بیست کیلومتر و عرض یک متر در مدتی حدود یک ‏ماه، آب کارون را به طرف تانک‏های عراقی روانه ساخت، به طوری که آنها مجبور شدند چند کیلومتر عقب‏ نشینی کنند و سدی بزرگ مقابل خود بسازند. در سال ۱۳۵۹ چمران در اثنای نبردی متهورانه که برای آزادسازی سوسنگرد درگرفته بود مجروح گردید؛ او با کامیونی که از دشمن به غنیمت گرفته بود خود را به بیمارستان رساند و بستری شد؛ اما بیش از یک شب در بیمارستان نماند و بعد از آن به مقر ستاد جنگهای نامنظم رفت. وی مجددا در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ هنگام معرفی و توجیه فرمانده جدید محور دهلاویه به جای «ایرج رستمی»، در خط مقدم نبرد، بر اثر اصابت ترکش خمپاره ۶۰ دشمن از ناحیه سر زخمی شد. کمکهای اوّلیه بر روی او در بیمارستان سوسنگرد انجام گرفت و آمبولانس به اهواز شتافت؛ ولی پیکر بی‌جان او به اهواز رسید.[۱۱] آرامگاهش در بهشت زهرا و فاقد سنگ مزار[نیازمند منبع] است؛ بر قتلگاه او در دهلاویه نیز بنای یادبود باشکوهی ساخته‌اند.



 

محمود شبستری

محمود شبستری

سعدالدّین محمودبن امین‌الدّین عبدالکریم‌بن یحیی شبستری (معروف به: شیخ محمود شبستری) یکی از عارفان و شاعران سدهٔ هشتم هجری‌ست. سال تولّد او را گوناگون و از جمله ۶۸۷ ه.ق. دانسته‌اند. محل تولّد این عارف نام‌آور قصبهٔ شبستر در نزدیکی شهر تبریز است. او در سال ۷۲۰ ه.ق. در سنّ ۳۳ سالگی وفات یافته و در زادگاهش شبستر مدفون‌است.

در اوائل زندگیش، تبریز بروز و غلبهٔ قدرت مغول‌ها را شاهد بود، که خود نوعی هرج و مرج فکری را سبب می‌گردید.

آثار

آثار وی را می‌توان به دو دسته منظوم و منثور بخش کرد.

 

آثار منظوم

 

آثار منثور

 

گلشن راز

مقالهٔ اصلی: گلشن راز

مثنوی گلشن راز مهم‌ترین و پرآوازه‌ترین اثر شعری اوست که حدود هزار بیت را در برگرفته‌است.

این کتاب، تا کنون، به زبان‌های ترکی، آلمانی، انگلیسی، و نیز اردو ترجمه شده‌است.

 

سعادت نامه

مقالهٔ اصلی: سعادت نامه

مثنوی سعادت‌نامه کتابی‌ست عرفانی که بر وزن حدیقةالحقیقهٔ سنایی سروده گردیده‌است. این کتاب حدود سه هزار بیت دارد که در چهار باب جای‌داده شده‌، و هر باب دارای فصل‌ها و حکایت‌های گوناگون است.

محمود حكيمی

محمود حكيمی

نام:محمود حکیمی
متولد: 9/6/1323
در شهر: تهران
شماره‌ي شناسنامه: 1617
صادره از: تهران
تحصيلات
1. ديپلم طبيعي (دبيرستان پهلوي)؛ پايان دوره، 1343
2.كارشناس زبان انگليسي و آلماني(دانشگاه تربيت معلم)؛ پايان دوره، 1352

زندگي‌نامه
محمود حكيمي در نهم شهريورماه 1323 خورشيدي در تهران و در يك خانواده‌ي مذهبي به دنيا آمد. نخستين آموزه‌هاي ديني را در هيات‌هاي مذهبي و در نشست‌هاي ديني مسجد لرزاده آموخت و در پنج‌سالگي به مدرسه‌ي آمادگي برهان رفت كه از سوي شيخ علي‌اكبر برهان، امام‌ جماعت مسجد لرزاده راه‌اندازي شده بود. آموزگاران آن مدرسه از ميان افراد مذهبي برگزيده مي‌شدند و شيوه‌ي آموزش آنان به همان روش مكتب‌خانه‌هاي ديرين بود. از اين رو، حكيمي پس از يك‌سال و نيم تحصيل در مدرسه‌ي برهان و در حالي كه الفبا را به درستي آموخته بود، به دبستان بندار رازي رفت و تا سال ششم تحصيل بارها به دليل پيشرفت‌هاي آموزشي خود مورد تشويق قرار گرفت. يك روز در سال چهارم دبستان بندار رازي، آموزگار مجله‌‌اي به نام دانش‌آموز را كه وزارت و آموزش و پرورش آن را منتشر مي‌كرد و اقبال يغمايي سردبير آن بود، به او داد تا داستان‌هايي را از آن براي دانش‌آموزان بخواند. روزهاي ديگر نيز معلم شماره‌هاي ديگر مجله را به كلاس آورد و خواندن داستان‌هاي آن مجله‌ي پربار، حكيمي را به خواندن مجله‌ها و كتاب‌هاي غيردرسي تشويق كرد. تشويق‌هاي معلم انشاي سال پنجم دبستان، آقاي غروي، نيز شوق نوشتن را در او بيدار كرد و معلم ديگر او، آقاي بنكدار، با برپايي كتاب‌خانه‌اي در مدرسه و دعوت از دانش‌آموزان براي خواندن كتاب‌هاي غيردرسي، عشق خواندن و نوشت را در آو نهادينه كرد. حكيمي آموزش‌هاي دوره‌ي دبيرستان را در دبيرستان پهلوي و سپس دبيرستان حافظ گذراند. او هنگام فراگيري دانش در دبيرستان حافظ، گاهي براي درس‌خواندن به پارك شهر مي‌رفت. يك روز در آن‌جا با دانش‌آموزي آشنا شد  و آن آشنايي كم‌كم به دوستي تبديل شد. آن دوست مهربان عقيده داشت كه درس خواندن در كتاب‌خانه بسيار سودمندتر است. با راهنمايي او بود كه حكيمي با كتاب‌خانه‌ي ملي آشنا شد و هر گاه فرصت مي‌كرد به آن كتابخانه مي‌رفت. به‌زودي با گنجينه‌ي مجله‌ها و روزنامه‌هاي آن كتاب‌خانه آشنا شد و با شوق فراوان به خواندن مجله‌هايي مانند اطلاعات هفتگي، صبا، خواندني‌ها، سپيد و سياه، اميد ايران، ترقي سخن، يغما و بسياري از نشريه‌هاي ديگر روي آورد روزنامه‌هاي پيش از كودتاي 28 مرداد 1332 او را نهضت ملي‌شدن صنعت نفت و دولت دكتر مصدق آشنا كرد و مقاله‌هاي روزنامه‌ي باختر، كه به مديريت سيدحسين فاطمي، وزير امور خارجه‌ در دولت مصدق، منتشر مي‌شد، برايش بسيار آموزنده بود. با اين همه، در دوران پس از كودتاي 28 مرداد، نه او و نه آموزگارانش نمي‌توانستند سخني پيرامون نهضت ملي‌شدن صنعت نفت يا دكتر مصدق به ميان آورند. در دوران نخست‌وزيري دكتر علي اميني آزادي سياسي محدودي در جامعه پديد آمده بود و جبهه‌ي ملي پس از چند سال انزوا و سكوت، نشريه‌هايي منتشر مي‌كرد. حزب توده نيز پنهاني نشريه‌هايي منتشر مي‌كرد. حكيمي به علت علاقه به مسائل سياسي نشريه‌هاي هر دو گروه را به دست مي‌آورد و مي‌خواند. در آن زمان برخي از كساني كه زندگي‌ اقتصادي دشواري داشتند، به انديشه‌هاي ماركسيستي گرايش پيدا كرده بودند و تصور مي‌كردند تنها راه نجات ملت‌هاي محروم، گرايش به كمونيسم است. حكيمي با مطالعه‌ي نشريه‌ها و كتاب‌هاي گوناگون از آن چه در شوروي مي‌گذشت و استبداد هولناكي كه در پشت نقاب دفاع از طبقه‌ي كارگر بر پا شده بود آگاه شد. به اين ترتيب، گرايش حكيمي به گروه‌هاي مذهبي بيش از پيش افزايش يافت. او در جلسه‌هاي گروه‌هاي مذهبي شركت مي‌كرد و سخنان مرحوم آيت‌الله طالقاني در مسجد هدايت و جلسه‌هاي تفسير قرآن مهندس مهدي بازرگان در انجمن اسلامي مهندسين، تاثير زيادي بر او داشت. در آن زمان، گذشته از كتاب‌هاي كوچكي كه از مرحوم بازرگان مي‌خواند، به مطالعه‌ي نهج‌البلاغه علاقه‌مند شده بود و مطالعه‌ي متن‌هاي ديني از كارهاي مورد توجه او بود. حكيمي در كنار مطالعه‌هاي مذهبي به آثار ادبي نيز گرايش داشت. او پس از گرفتن ديپلم به عنوان يكي از عضوهاي سپاه دانش به روستاهاي كردستان رفت و در همان زمان نيز مقاله‌هاي ادبي مجله‌هاي نگين و فردوسي را مي‌خواند و در برخي مجله‌ها، مانند كيهان بچه‌ها و اميد ايران، داستان و مقاله مي‌نوشت. او به خوندن مجله‌ي مكتب اسلام، كه در قم زير نظر آقاي ناصر مكارم شيرازي منتشر مي‌شد، نيز علاقه‌ي زيادي داشت و چند سال بعد از نويسندگان آن مجله شد. حكيمي به عنوان معلم سپاه دانش به روستاهاي كردستان رفت. بحث و گفت و گو با يك معلم پيرو مذهب اهل تسنن، كه بسيار انسان‌دوست، بزرگوار و اهل مطالعه بود، باعث شد او براي يافتن پاسخ پرسش‌هايي كه طي آن گفت و گوها پديد مي‌آمد به مطالعه و پژوهش ديني عميق دست بزند. از همان زمان بود كه احساس كرد به آموزش مدون پيرامون اسلام و تشيع نياز دارد. به اين ترتيب، به تحصيل در حوزه‌ي علميه‌ي قم علاقه‌مند شد و چند سال بعد از دانش‌آموختگان آن نهاد آموزشي شد. حكيمي پس از پايان دوره‌ي سپاه دانش براي يك‌سال به نگارش و ياترجمه‌ي مقاله‌هايي براي برخي مجله‌ها و نشريه‌ها پرداخت. او از مهرماه 1346 به استخدام آموزش و پرورش درآمد، اما كار نگارش مقاله و داستان را در ساعت‌هاي فراغت از كار ادامه داد. فوت پدر و گرفتاري‌هاي مالي كه براي خانواده پيش آمد، باعث شد كه حكيمي بر حجم كارهاي ترجمه‌اي خود بيفزايد و در همان دوران بود كه يكي از ناشران از او خواست كتاب‌هايي به زبان ساده پيرامون زندگي پيامبران بنويسد. از اين رو، حكيمي كار مطالعه پيرامون زندگي پيامبران را آغاز كرد و كتاب قصص قرآن، نوشته‌ي مرحوم صدرالدين بلاغي، مورد توجه او قرار گرفت. سپس به مطالعه‌ي قرآن و كتاب‌هاي تورات و انجيل پرداخت و پيرامون آيين‌هايي ماند بودايي، هندو و شينتو نيز مطالعه كرد. با مطالعه‌ي كتاب تاريخ تمدن ويل دورانت گرايش او به مطالعه‌ي تاريخ نيز بيش‌تر شد. حكيمي از سال 1348 تا 1352 در دانشسراي عالي( دانشگاه تربيت معلم) به تحصيل در رشته‌ي آموزش زبان انگليسي پرداخت. در آن زمان به مطالعه‌ي آثار آيت ‌الله طالقاني و مهندس بازرگان علاقه‌مند شد و در جلسه‌هاي مذهبي آنان شركت مي‌كرد. هر زمان كه دكتر علي شريعتي در حسينيه‌ي ارشاد سخراني مي‌كرد، حكيمي از شنوندگان سخنان او بود. او هم‌چنان به پژوهش‌هاي مذهبي خود ادمه مي‌داد تا اين كه تصميم گرفت پس از پايان دوره‌ي كارشناسي زبان انگليسي، به قم برود و در كنار تدريس زبان در دبيرستان‌هاي آن شهر، از درس برخي از استادان حوزه‌ي علميه‌ي قم بهره‌مند شود و همين كار را نيز كرد. حكيمي تحصيل در حوزه علميه و استفاده از درس‌هاي حوزوي را يكي از  فرصت‌هاي پربار زندگي خود مي‌داند. او پيوسته در جلسه‌هاي ديني گوناگون شركت مي‌كرد و بهره مي‌برد. دسترسي به دو كتابخانه‌ي بزرگ آيت الله مرعشي و دارالتبليغ اسلامي نيز فرصت مطالعه‌ي بيش‌تر را پيرامون تاريخ اسلام برايش فراهم كرد. او هر روز پس از پايان كار خود در دبيرستان پسرانه‌ي شهريار و دخترانه‌ي پروين اعتصامي و آذرميدخت به آن كتابخانه‌ها مي‌رفت و به مطالعه مي‌پرداخت. در همان دوران بود كه به پيشنهاد آيت‌ الله شهيد بهشتي به آموزش زبان انگليسي به طلبه‌ها در مدرسه‌ي فيضيه پرداخت و آن را تا دو سال ادامه داد. در همان سال‌ها بود كه يكي از ناشران از او خواست كه تاريخ تمدني ويژه‌ي نوجوانان و جوانان بنويسد كه بر پايه‌ي نهضت پيامبران نيز باشد. حكيمي براي آماده‌سازي آن كتاب بيش از 4 سال به مطالعه و فيش‌برداري پرداخت و پيرامون‌ نخستين تمدن‌هاي بشري، سومر، بابل، مصر، يونان و روم باستان و دين‌ها و آيين‌هاي گوناگون مطالعه كرد. او آن پژوهش‌ها را حتي در سه سالي كه در انگليس و آلمان بود، ادامه داد. سرانجام، مجموعه تاريخ تمدن خود را كامل كرد و نخستين ويرايش آن به سال 1360 به چاپ رسيد. حكيمي از سال 1351 در مجله‌هاي مكتب اسلام، نسل جوان، نسل نو، مكتب تشيع و پيام شادي داستان‌هايي با مفاهيم ديني مي‌نوشت كه با استقبال نوجوانان رو به رو شد. داستان‌هاي سوگند مقدس، طاغوت، دلاوران عصر شب، سلحشوران علوي، شهداي فخ، سرودهاي رهايي، نقاب‌داران جوان، وجدان، مسلمان شجاع و اشراف‌زاده‌ي قهرمان از آن جمله‌اند. حكيمي پس از انقلاب اسلامي مدتي را در جايگاه معاونت دفتر انتشارات كمك آموزشي خدمت كرد و پس از شركت در كلاس‌هاي آموزش ويراستاري انتشارات سمت، از سال 1362 تا 1365 به عنوان ويراستار كتاب‌هاي درسي علوم انساني دفتر تاليف كتاب‌هاي درسي به كار پرداخت و نزديك 62 كتاب درسي را ويرايش كرد. در اين زمان رياست كتابخانه‌ي سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي درسي را نيز بر عهده داشت. حكيمي از سال 1365 به سازمان آموزش كودكان و دانش‌آموزان استثنايي رفت و سرپرستي واحد مطالعات و انتشارات آن سازمان را بر عهده گرفت. او طي 2 سال فعاليت در آن سازمان علاوه بر ويرايش كتاب‌ها آن سازمان،  چند كتاب، از جمله دو كتاب براي كودكان و دانش‌آموزان استثنايي، ترجمه كردند. حكيمي از سال 1366 در مدرسه‌ي نابينايان خزائلي به آموزش زبان انگليسي، ادبيات و تاريخ پرداخت. از سال 1367 به تربيت معلم تهران رفت و به آموزش روش تحقيق و مرجع‌شناسي به دانشجويان مركز تربيت معلم تهران پرداخت. او از سال 1375 به عنوان معلم اعزامي به امارات متحده‌ي عربي رفت و 2 سال را در مدرسه‌هاي ايرانيان در دبي و شارجه به آموزش پرداخت. او در مهرماه 1377 پس از بازگشت از امارات بازنشسته شدند و از آن زمان بر فعاليت‌هاى پژوهشي و نگارشي خود بيش از پيش افزودند. پژوهش‌هاي پيوسته‌ي حكيمي در زمينه‌ي تاريخ اسلام و زندگاني حضرت محمد(ص) و خاندان پاكش باعث شد كه او بتواند مقاله‌هاي بسياري در اين زمينه‌ها در نشريه‌هاي گوناگون به چاپ برساند. او در سال 1382 به خاطر نگارش ده‌ها مقاله و چاپ دو كتاب پيرامون زندگاني امام حسين(ع) و قيام عاشورا، به عنوان خادم فرهنگ عاشورا شناخته شد و لوح تقدير از وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي دريافت كرد. او در پنجمين جشنواره‌ي شهيد رجايي نيز به عنوان پيشكسوت برگزيده‌ي ملي در محور هنري و ادبي شناخته شد و از رياست جمهوري لوح تقدير دريافت كرد.

فهرست آثار
حكيمي از پركارترين نويسندگان كتاب كودك و نوجوان است. برخي از آثار او، مانند مجموعه‌ي 22 جلدي تاريخ تمدن ويژه‌ي نوجوانان و داستان‌هايي از زندگاني امبركبير از شمارگان بالايي برخوردار شده‌اند.  كتاب پرواز به سوي سرزمين آزادي به عربي و كتاب وجدان به زبان بوسنيايي ترجمه شده است. گزيده‌اي از آثار تاليفي و ترجمه‌اي او فهرست شده است.
اسلام و تاريخ اسلام
1. سيره و شخصيت حضرت محمد(ص). شركت سهامي انتشار، چاپ اول، 1361
2. نگاهي زندگاني پيشواي آزادگان حضرت امام حسين(ع). انتشارات موسسه‌ي اميرالمومنين قم، چاپ چهاردهم، 1367
3. زندگاني حضرت زينب(س). انتشارات موسسه‌ي اميرالمومنين قم، چاپ دوزادهم، 1371
4. اسلام و مساله گرسنگي. نشر جهان‌آرا، چاپ اول، 1358، چاپ دوم، 1359
5. شهداي فخ. نشر جهان‌آرا، چاپ اول، 1353
6. سلحشوران علوي. دارالتبليغ اسلامي، چاپ اول، 1357
7. داستان‌هايي از زندگي حضرت محمد(ص). نشر نامك، چاپ اول، 1374
8. داستان‌هايي از زندگي امام حسين(ع). نشر نامك، چاپ اول، 1381
9.. داستان‌هايي از زتندگي امام سجاد(ع). نشر نامك، چاپ اول، 1379
10. داستان‌هايي از زندگي امام علي(ع). نشر نامك، چاپ اول، 1375
11. داستان‌هايي از زندگي حضرت فاطمه(س). نشر نامك، چاپ اول،1380
12. علي(ع) انسان كامل. دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ دوم، 1380
داستان ديني
1. وجدان. دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 1368، چاپ هجدهم، 1378
2. به سوي ساحل. انتشارات اميرالمومنين، چاپ اول، 1362، چاپ هشتم، 1365
3. داستان‌هاي آموزنده براي كودكان. انتشارات اميد، چاپ اول، 1352، چاپ دوم، 1362
4. پيام‌آور محبت. انجام كتاب، چاپ اول، 1365، چاپ دوم، 1367
5. عبدالله دريايي و عبدالله زميني. فرجام كتاب، چاپ اول، 1365، چاپ دوم، 1367
6. طاغوت. انتشارات جهان‌آرا، چاپ اول، 1365، چاپ پنجم، 1362
7. سروده‌هاي رهايي. انتشارات جهان‌آرا، چاپ اول، 1356، چاپ پنجم، 1362
8. پيكار سرنوشت. انتشارات جهان‌آرا، چاپ اول، 1357، چاپ پنجم، 1362
9. در سرزمين يخبندان. انتشارات اميد، چاپ اول، 1353، چاپ پنجم، 1365
10. فرار از ظلمت. انتشارات اميد، چاپ اول، 1362، چاپ پنجم، 1365
11. غرور و قدرت. انتشارات اميد، چاپ اول، 1361، چاپ سوم، 1362
12. فلسطين آزاد مي‌شود. انتشارات شفق، چاپ اول، 1354، چاپ هفتم، 1365
13. سوگند مقدس. دارالتبليغ اسلامي، چاپ اول، 1355، چاپ دوزادهم از انتشارات اميد، 1367
14. پرواز به سوي سياره‌ي آزادي. انتشارات اميد، چاپ اول، 1361، چاپ دوزادهم، 1365
15. قهرمان كيست. انتشرات شفق، چاپ اول، 1360، چاپ پنجم 1365
16. مسلمان شجاع. نشر جهان‌آرا، چاپ اول، 1358، چاپ دوم، 1361
17. نقاب‌دار جوان. انتشارات قلم، چاپ اول، 1364، چاپ پنجم، 1365
18. اشراف زاده‌ قهرمان. انتشارات انجام كتاب، چاپ اول، 1365، چاپ پنجم، 1363
تاريخي و سياسي
1. تاريخ تمدن يا داستان زندگي انسان(مجموعه 22 جلدي تاريخ براي نوجوانان). شركت سهامي انتشار، چاپ شانزدهم، 1383
2. همراه با سياحان، جهان‌گردان و مسافران تاريخ. نشر آرون، چاپ اول، 1382
3. داستان‌هايي از زندگي اميركبير. دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ سي و هفتم، 1384
4. بحران‌هاي عصر ما(حوادث قرن 19 و 20 ميلادي). انتشارات اميركبير، چاپ سوم 1377
5. ناپلئون بناپارت. انتشارات اميركبير، چاپ اول، 1367، چاپ سوم، 1377
6. ايران در عصر ناصرالدين‌ شاه. شركت انتشارات قلم، چاپ دوم، 1379
7. از تاريخ بياموزيم. انتشارات خرم، چاپ اول، 1370، چاپ دوم، 1372
8. هزار و يك حكايت تاريخي(4 جلدي). انتشارات قلم، چاپ ششم، 1379
9. داستان‌هايي از عصر رضاشاه. انتشارات قلم، چاپ اول، 1365، چاپ اسوم 1379
10. سيري در خاطرات سياسي رجال ايران. نشر پيدايش، چاپ اول، 1371
11. كاشفان و سياحان. انجام كتاب، چاپ اول، 1379
12. نگاهي به حوادث تاريخي جهان(دو جلد). انتشارات مفيد، چاپ اول، 1356، چاپ دوم، 1361
13. نهضت‌هاي آزادي‌بخش آفريقا. انتشارات نسل جوان قم، چاپ اول، 1358
14. ريشه‌هاي ما زنده‌اند: داستان مردم فلسطين(5 جلدي). انتشارات اميد، چاپ اول، 1358، چاپ سوم، 1362
15. غرب بيمار است. دارالتبليغ اسلامي، چاپ اول، 1352
16. ديدني‌هاي جهان. دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 1370
17. ماشين قدرت و اختناق. انتشارات اميركبير. چاپ اول، 1365 ، چاپ دوم، 1366
18.آشنايي با شخصيت شهيد مدرس. انتشارات اميد، چاپ اول، 1358
19. يادداشت‌هايي در بين راه. انتشارات اميد، چاپ سوم، 1358
20. لطيفه‌هاي سياسي. نشر خرم، چاپ اول، 1370، چاپ سوم، 1373
21. خودروشنفكربيني. نشر تبليغ، چاپ اول، 1361، چاپ دوم، 1364
22. زنجيرها. انجام كتاب، چاپ اول، 1358، چاپ پنجم، 1366
23. با پيشگامان آزادي: دكتر مصدق. انتشارات قلم، چاپ دوم، 1383
24. با پيشگامان آزادي: علامه دهخدا. انتشارات قلم، چاپ اول، 1383
25. با پيشگامان آزادي: سيد عبدالحسين لاري. انتشارات قلم، چاپ اول، 1383
26. رودخانه خروشان عشق: زندگي‌نامه دكتر فاطمي. انتشارات قلم، چاپ دوم، 1384
27. راه بازرگان. انتشارات قم، چاپ اول، 1383
علمي
1. انسان، ميكروسكوپ‌ها، موجودات زنده. فرجام كتاب، چاپ اول، 1371، چاپ سوم، 1374
2. شگفتي‌هاي جهان حيوانات. انجام كتاب، چاپ اول، 1369
3. اختراعات بزرگ. دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 1370، چاپ سوم، 1373
4. دانشمندان بزرگ. دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 1370، چاپ سوم، 1373
5. انسان و الكترونيك. دارالتبليغ اسلامي، چاپ اول، 1352
6. شگفتي‌هاي جهان پرندگان. دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 1369، چاپ سوم، 1373
7. بدن انسان. دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 1379
8. هزار و يك پرسش و پاسخ علمي(دوره‌ي 6 جلدي). انتشارات قلم، چاپ اول، 1376، چاپ هشتم، 1381
9. شناخت بيماري‌ها. دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 1371، چاپ پنجم، 1378
10. حس ششم. نشر خرم، چاپ اول، 1371
11. شگفتي‌هاي جهان خلقت. انجام كتاب، چاپ اول، 1370، چاپ سوم، 1374
12. هنر زندگي. انتشارات ولي عصر، چاپ اول، 1382، چاپ دوم، 1383
13. زرافه. دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 1370
14. خزندگان. دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 1371
15. شگفتي‌هاي دريا. انجام كتاب، چاپ اول، 1374
16                                    . شگفتي‌هاي آسمان. انجام كتاب، چاپ اول، 1374
كليات و ادبيات
1. ماخذشناسي و روش تحقيق. تربيت معلم بلال حبشي، چاپ اول، 1379
2. دانش‌نامه نوين براي كودكان و نوجوانان(دوره‌ي چهار جلدي). دفتر نشر فرهنگ اسلامي. چاپ اول، 1370، چاپ سوم، 1374
3. دانش‌نامه علوم و هنر(دوره‌ي 2 جلدي). نشر حرير، چاپ اول، 1382
4. جهان‌بيني و حكمت فردوسي. دفتر نشر فرهنگ اسلامي. چاپ اول، 1370، چاپ سوم، 1374
5. مباني ادبيات كودك و نوجوان(دوره‌ي 3 جلدي). نشر اردن، چاپ اول، 1382، چاپ سوم، 1384
6. ادبيات كودك و نوجوان. دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ اول، 1363
7. در مدرسه‌ي مولانا. انتشارات قلم، چاپ سوم، 1383
8. در مدرسه‌ي حكيم توس. انتشارات قلم، چاپ سوم، 1383
9. در مدرسه‌ي پير نيشابور. انتشارات قلم، چاپ دوم، 1382
10. در مدرسه‌ي سعدي شيرازي. انتشارات قلم، چاپ دوم، 1382
11. در مدرسه‌ي ناصر خسرو قبادياني. انتشارات قلم، چاپ اول، 1383
12. در مدرسه‌ي علامه اقبال لاهوري. انتشارات قلم. چاپ اول، 1381
تعليم و تربيت
1. آموزش و پرورش خودكامگان. شركت سهامي انتشار، چاپ سوم، 1379
2. آموزش كودكان نابينا. آموزشگاه خزائلي، 1368
3. كودك و نوجوان(مجموعه‌ي پنج جلدي). انتشارات انجام كتاب، چاپ اول، 1359، چاپ پنجم، 1363
4. تعليم و تربيت دبستان و قبل از دبستان. نشر مجد، چاپ اول، 1373
مقاله‌هاي حكيمي در جزيره‌ي دانش
1. محمد(ص) در دانش‌نامه‌ي جزيره
2. ميرزا حسن رشديه، بنيان‌گذار مدرسه‌هاي نوين در ايران
3. ناصرخسرو قبادياني در دانش‌نامه‌ي جزيره
4. دكتر محمد مصدق در دانش‌نامه‌ي جزيره
مقاله‌هاي حكيمي در نشريه‌هاي ديگر
پس از انقلاب اسلامي مقاله‌ها و گفت و گوهاي بسياري از محمود حكيمي در نشريه‌هاي گوناگون در زمينه‌ي تاريخ اسلام، زندگاني ائمه‌ي اطهار، تعليم و تربيت و علوم و هنر به چاپ رسيده است. برخي از آن نشريه‌ها عبارت اند از: ماهنامه‌ي آموزش و پرورش(مهر و اسفند 1358)، معلم و خانواده(آبان و دي 1358)، هفته‌نامه‌ي آيينه(29 خرداد 1375)، روزنامه‌ي خرداد(30 مرداد 1378)، فصلنامه‌ي ادبي شاهد(آذر 1375)، روزنامه‌ي همشهري(21 دي 1380)، كتاب هفته(29 خرداد 1375، 15 شهريور 1379، 29 خرداد 1380، 3 دي 1380، 28 ارديبهشت 1381، 25 آبان 1381، 23 ارديبهشت، 1382، 22 فروردين، 1383)، روزنامه‌ي جام جم، اعتماد ملي و همشهري در سال‌هاي 1384 و 1385 و بسياري ديگر. برخي از نوشته‌هاي حكيمي و نوشته‌هايي كه پيرامون شخصيت او در نشريه‌هاي گوناگون منتشر شده است:
1. حكيمي از نگاه محمدرضا سرشار
2. وزير روزنامه‌نگار: نگاهي به تاريخ مطبوعات ايران
3. قيام تحريم تنباكو و مقدمات مشروطيت
4. پنج روحاني مشروطه‌خواه
5. محلاتي، چشم و چراغ حوزه ميرزاي شيرازي
6. روحانيون مشروطه‌خواه: آيت الله محمدكاظم خراساني
7. ناييني، پرچمدار بزرگ آزادي و كرامت انساني
8. دفاع از آبرو و اموال مسلمين از اهم واجبات است
9. شليك بر ملت به منزله‌ي اطاعت از يزيد است

 

 

حسین تصدیقی

محمدعلی رجایی

محمدعلی رجایی

 

شناسنامه

نام کامل

محمدعلی رجایی

زادروز

۱۳۱۲
۱۹۳۳

زادگاه

قزوین، ايران

تاریخ مرگ

۸ شهریور ۱۳۶۰
۳۰ اوت ۱۹۸۱

محل مرگ

تهران، ايران

همسر

عاتقه صدیقی

اطلاعات سیاسی

حزب سیاسی

حزب جمهوری اسلامی

سمت

دومین رئیس جمهور ایران
نخست وزیر ایران

سایر پست‌ها

وزیر امور خارجه
وزیر آموزش و پرورش

 

محمد علی رجایی (۱۳۱۲ خ / ۱۹۳۳ م در قزوین - ۸ شهریور ۱۳۶۰ / ۳۰ اوت ۱۹۸۱ م) سیاست‌مدار ایرانی بود.

 

زندگی

محمد علی رجایی در ۱۳۱۲ خورشیدی در قزوین به دنیا آمد. پدر او عبدالصمد نام داشت و چهار سال پس از تولدش در ۱۹۳۷ (۱۳۱۶) درگذشت. محمدعلی از این به بعد با مادر و برادرش زندگی می‌کرد. او تحصیلات ابتدایی را در قزوین تمام کرد و در ۱۳ سالگی به تهران رفت و از روی فقر به کار در جنوب شهر مشغول شد. در ۱۷ سالگی به آموزشگاه گروهبانی نیروی هوایی رفت و در حین تحصیل با احزاب و گروه‌های سیاسی مخالف شاه (همچون فداییان اسلام) آشنا شد و در جلسات آیت الله طالقانی شرکت می‌کرد. او در این دوران از طرفداران طالقانی بود و در ضمن حضور در ارتش مخفیانه با فداییان اسلام هم فعالیت می‌کرد.
رجایی پس از ماجراهایی از ارتش بیرون آمد و یک سال در شهرستان
بیجار به معلمی پرداخت و سپس در سال ۱۳۳۵ برای ادامه تحصیل به دانشسرای عالی رفت و در ۱۳۳۸ از آنجا فارغ التحصیل شد. وی با انجمن‌های اسلامی دانشجویان هم همکاری داشت. در ۱۳۳۸(۱۹۵۹) پس از اتمام تحصیل به قزوین بازگشت و در جریان فعالیت‌های سیاسی و پخش اعلامیه دستگیر شد و ۵۰ روز را در زندان گذراند. پس از آزادی با جمعیت مؤتلفه اسلامی[نیازمند منبع] و کسانی چون باهنر همکاری می‌کرد. مجدداً در ۱۳۵۳(۱۹۷۴) توسط رژیم شاه دستگیر شد و چهار سال را در زندان گذراند.

 

پس از پیروزی انقلاب اسلامی

او چند ماه قبل از انقلاب ۵۷ از زندان آزاد شد. هنگام آمدن آیت الله خمینی به ایران در کمیته استقبال مردمی از وی شرکت داشت. پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی, او سمت‌های مختلفی را به عهده گرفت. در ۱۳۵۷ (۱۹۷۹) به وزارت آموزش و پرورش رسید, در ۱۳۵۸(۱۹۸۰) به نمایندگی مجلس رسید و در همان سال در کابینه بنی صدر, به عنوان اولین نخست وزیر ایران شرکت داشت. او در دوره‌ای از ۱۱ مارس ۱۹۸۱ تا ۱۵ اوت ۱۹۸۱ ضمن نخست وزیری، وزارت امور خارجه را نیز به عهده داشت. او از طرفداران و مجریان انقلاب فرهنگی در دانشگاه‌های ایران بود. پس از برکناری بنی صدر او مدت کوتاهی دومین رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران بود. در این دوره محمدجواد باهنر نخست وزیر او بود. رجایی در ۸ شهریور ۱۳۶۰ خورشیدی بعد از این‌که رسما کم‌تر از یک ماه رئیس جمهور بود به همراه محمدجواد باهنر و چندی از سایر مقامات جمهوری اسلامی در یک بمب گذاری به قتل رسید.[نیازمند منبع] پس از او آیت‌الله خامنه‌ای به ریاست جمهوری برگزیده شد.

رجایی از شخصیت‌های صاحب نام جمهوری اسلامی بوده‌است و نزد بسیاری به عنوان الگوی مثبت از او یاد می‌شده‌است. رجایی در ضمن سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به نمایندگی از جمهوری اسلامی، با نشان دادن جاهای شکنجه روی پاهایش (از زندان‌های زمان شاه) توجه بسیاری را به خود جلب کرد.

محمدتقی جعفری

محمدتقی جعفری

علامه محمـدتقـی جعفری
تولد
 مرداد ۱۳۰۲
۱۳۴۳ ه. ق
تبریز

مرگ ۲۵ آبان ۱۳۷۷
۱۴۱۹ ه. ق

آرامگاه شهر مشهد , حرم امام رضا

مدفن دارالزهد مبارکه

نام دیگر محمـدتقـی جعفری نیا
ملیت  ایرانی

والدین کریم
پیشه فیلسوفان اسلامی و مولوی‌شناسان

وب‌گاه رسمی پایگا‌ه اطلاع‌رسانی استاد محمدتقی جعفری


علامه محمـدتقـی جعفری (۱۳۰۲ - ۲۵ آبان ۱۳۷۷ ه.خ) (۱۳۴۳ - ۱۴۱۹ ه. ق)، از جملهٔ فیلسوفان اسلامی و مولوی‌شناسان معاصر ایرانی می‌باشد.
زندگی‌نامه
خانواده
علامه محمد تقی جعفری در مرداد ماه سال 1304 [۱] در شهر تبریز دیده به جهان گشود. نام پدر وی کریم بود. ایـن مرد اگـر چه در هیچ مکتب و مدرسه‌ای درس نخوانده بود، ولی حافظه‌ای بسیار قوی داشت و غالب سخنان واعظان و خطیبان شهر را به طرزی شیوا بیان می‌کرد. شغل کریم نانوایی بود و بدون آنکه وضو بسازد، دستش را به خمیر و
نان نمی‌زد. به کار و تلاش علاقه وافری داشت. مادرش نیز زنی دانا بود که به وی درس‌های دبستان را در خانه آموخت.
تحصیلات
محمد تقی نزد مادر مقداری مقدمات دروس و قرآن را آموخت. وقتی به مدرسه رفت، او را به کلاس چهارم بردند. او با استعداد شگرف خود این کلاس را در مدرسهٔ اعتماد تبریز با رتبه دوم گذرانید، و در سال بعد کلاس پنجم را با رتبه اول.
او بعد از مدتی به خاطر تنگدستی خانواده ناگزیر دبستان را در میانهٔ راه رها کرد، و در پی یافتن درآمد به کسب و کار روی آورد. میرزا کریم از این وضع بسیار متأثر گردید، و به محمدتقی و برادرش تأکید نمود:
شما به دنبال درس بروید، خداوند روزی‌رسان است. از این جهت آن دو طالب دانش، مقارن سال‌های پایانی جنگ جهانی دوم به مدرسهٔ طالبیه تبریز رفته و تحصیلات علوم دینی را نزد استادان آنجا پی گرفتند. تأمین هزینهٔ زندگی، او را ناگزیر ساخته بود تا صبح‌ها به تحصیل پرداخته، و بعد از ظهرها را کار کند.
اقامت در تهران
در سال ۱۳۵۹ ه.ق در حالی که پانزده بهار را پشت سر می‌نهاد، زادگاه خویش را به قصد اقامت در تهران ترک نمود، و در مدرسه مروی نزد استادانی فاضل مطالعه و تحصیل متن رسائل و مکاسب را پی گرفت. پس از سه سال خوشه چینی از خرمن خردمندان و اندیشمندان حوزه، در سال ۱۳۶۲ ه.ق به شهر مقدس قم مهاجرت نمود، و ضمن تحصیل در مدرسه دارالشفای قم ملبس به لباس روحانیت گردید و دروس خارج را در آنجا آغاز کرد. [ویرایش] اقامت در نجف
وی سپس برای ادامه تحصیلات، راهی نجف شد . دوران تحصیل در نجف نیز سخت می‌گذشت اما چون اشتیاق شدت داشت، همه آن شداید را تحمل کرد. خود می‌گوید:
گاهی دو یا سه ساعت کار دستی می‌کردم تا شهریه به دستم برسد که میزان آن هـم کافی نبود. وی بیست و سه ساله بود که به درجهٔ اجتهاد نایل گردید.
علامه پس از یازده سال اقامت در نجف ، و شرکت در حوزه‌های درسی آن دیار، به سال ۱۳۳۶ یا ۱۳۳۷ ه.ش به ایران مراجعت نمود.
استادان
جعفری بیشترین استفاده‌های علمی را از آیت الله محمدرضا تنکابنی، آیت‌الله شیخ کاظم شیرازی، آیت الله سید عبدالهادی شیرازی، آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی، آیت الله شیخ مرتضی طالقانی، آیت‌الله میرزا حسن یزدی، آیت الله سید محمود شاهرودی، آیت الله سید جمال گلپایگانی، آیت‌الله سید محمد هادی میلانی، آیت‌الله شهیدی (صاحب حاشیه بر مکاسب) و آیت الله سید محسن حکیم کسب نموده‌است.
کتاب‌شناسی
آثار زیادی از محمـدتقـی جعفری به جا مانده‌است، که چند نمونه از آنها عبارت‌اند از:
1. رسائل فقهی که شامل طهارت و صلاة و صوم و غیره می‌باشد
2. حقوق جهانی بشر از دیدگاه اسلام و غرب (فارسی و انگلیسی)
3. الرضاع
4. جبر و اختیار
5. مجموعه مقالات
6. ارتباط انسان و جهان
7. ایده‌آل زندگی و زندگی ایده‌آل
8. نقد نظریات دیوید هیوم در چهار موضوع فلسفی
9. بررسی و نقد برگزیده افکار راسل
10. زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام
11. حکمت اصول سیاسی اسلام: فرمان حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) به مالک اشت.
12. موسیقی از دیدگاه فلسفی و روانی
13. پیام خرد
14. فلسفه دین
15. تحقیقی در فلسفه علم
16. فلسفه و هدف زندگی
17. فلسفه و نقد سکولاریزم
18. مقدمه‌ای بر فلسفه
19. مولوی و جهان‌بینی‌ها
20. تعاون الدین و العلم
21. الامر بین الامرین
22. نهایة الادراک الواقعی بین الفلسفة القدیمة والحدیثة
23. آفرینش و انسان
24. ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه (۲۷ جلد)
25. ترجمهٔ کامل نهج‌البلاغه
26. شناخت انسان در تصعید حیات تکاملی
27. بررسی و نقد کتاب «سرگذشت اندیشه‌ها»
28. امام حسین علیه السلام شهید فرهنگ پیشرو انسانیت
29. تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی (۱۵ جلد)

 

کیومرث صابری فومنی

کیومرث صابری فومنی

 (شهریور ۱۳۲۰ تا ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۳)، معروف به گل آقا، پایه‌گذار مؤسسه گل آقا، نویسنده، طنزنویس، و معلم ایرانی بود. وی در صومعه‌سرای ایران در حالی که چند روز قبل از تولد پدرش را از دست داده بود، به دنیا آمد. تولد وی هم‌زمان با هجوم نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به ایران در خلال جنگ جهانی دوم بود و پدرش به دست نیروهای کمونیستی کشته شد.

فعالیت‌های پیش از انقلاب ایران

او از دانشگاه تهران فوق لیسانس ادبیات داشت و به معلمی مشغول بود. در مدرسه همکار و دوست نزدیک رجایی شد. هم‌زمان در مجله توفیق فعالیت می‌کرد و معاونت سردبیری این مجله را بر عهده داشت که با توقیف شدن توفیق فعالیت وی نیز در آن نشریه به پایان رسید.

صابری، پس از انقلاب

صابری پس از انقلاب در دولت موقت مهندس مهدی بازرگان به عنوان مدیر کل بازرگانی وزارت آموزش و پرورش مشغول به کار شد و با تشکیل اولین دولت، به عنوان مشاور فرهنگی نخست‌وزیر محمد علی رجایی به کار مشغول شد. وی در سال ۱۳۶۲، در حالی که شانس به دست آوردن پست وزارت را نیز داشت، ناگهان از همهٔ مسئولیت‌های دولتی خود کناره گرفت و پس از مدتی، از روز ۲۳ دی سال ۱۳۶۳ شروع به نوشتن یادداشت‌های روزانهٔ طنز با نام مستعار «گل آقا» و تحت عنوان «دو کلمه حرف حساب» با محتوای انتقاد از دستگاه‌های دولتی و مشکلات موجود جامعه در صفحهٔ سوم روزنامه اطلاعات کرد، که نقطه عطفی در طنز نویسی ایران و احیاگر طنز مطبوعاتی بعد از انقلاب بود. یادداشت‌های «دو کلمه حرف حساب» به خاطر شرایط سال ۱۳۶۳ که متأثر از جنگ و بحث‌های ایدئولوژیک و خشونت بود توانست با زبان طنز نوین خود و بهره گرفتن از شخصیت‌های خیالی نظیر «شاغلام»، «غضنفر»، «ممصادق»، و «کمینه عیال ممصادق»، تحولی در جامعه ایجاد سازد که با توجه به جو محدود آن سال‌ها، این کار فقط از گل آقا بر می‌آمد.

هفته‌نامهٔ گل آقا

پس از گذشت شش سال از نوشتن یادداشت‌های دو کلمه حرف حساب، صابری تصمیم گرفت که اولین هفته‌نامهٔ طنز پس از انقلاب را منتشر سازد. وی با هدف تیراژ صد هزار نسخه، در ۱ آبان سال ۱۳۶۹ اولین نسخهٔ هفته‌نامهٔ گل آقا را به قیمت ۱۵ تومان منتشر کرد که با نایاب شدن نسخه‌های اولیه مجبور به تجدید چاپ شد. از همکاران او در روزهای نخست می‌توان از مرتضی فرجیان، سید ابراهیم نبوی، محمد رفیع ضیای، احمد عربانی، ناصر پاک‌شیر و در این اواخر منوچهر احترامی، ابولفضل زرویی نصرآباد، رضا ت رفیع و بزرگمهر حسین پور نام برد. فعالیت‌های گل آقا منحصر به هفته‌نامه باقی نماند. ماهنامهٔ گل آقا، سالنامهٔ گل آقا، هفته‌نامهٔ «بچه‌ها...گل آقا»، انتشارات گل آقا برای انتشار کتب طنز و کاریکاتور، و سرانجام خانهٔ طنز ایران جهت پرورش طنزنویسان جوان، از دیگر فعالیت‌های کیومرث صابری بود.

پایان کار هفته‌نامه

در ۲ آبان سال ۱۳۸۱، و در دوازدهمین سالگرد انتشار هفته‌نامهٔ گل آقا، هم‌زمان با چاپ ۵۴۸مین شماره، گل آقا تصمیم به تعطیلی هفته‌نامه به دلایلی نامعلوم گرفت، و با چاپ سرمقالهٔ شماره ۵۴۸، که این بار در آن نه شاغلام و غضنفری بود و نه گل آقایی، با نام صابری از تصمیم خود برای پایان کار هفته‌نامه خبر داد.

موسسهٔ گل آقا

نوشتار اصلی: موسسهٔ گل آقا     از موسسات بنیانگذاری شده توسط صابری است که هم اکنون با نشر هفته نامهٔ بچه‌ها گل آقا ماهنامه و سالنامه گل آقا و نشر کتبی دربارهٔ طنز به کار خود ادامه می‌دهد.

مرگ

کیومرث صابری فومنی(قب) پس از تحمل یک بیماری سنگین (سرطان خون)، در صبح ۱۱ اردیبهشت سال ۱۳۸۳ در بیمارستان مهر تهران دارفانی را وداع گفت. در حالی که به اصرار خودش جز سه چهار نفر، کسی از بیماری اش خبر نداشت تا دلی آزرده نشود و خاطری اندوهگین نگردد.

  • قب = قربانش بریم(فرهنگ لغات گل آقایی)

غلامحسین یوسفی

غلامحسین یوسفی


تولد ۱۳۰۶
مشهد

مرگ ۱۴ آذر ۱۳۶۹
تهران

آرامگاه حرم امام رضا مشهد

زمینه فعالیت زبان و ادبیات فارسی

ملیت  ایران

دکتر غلامحسین یوسفی (۱۳۰۶ مشهد - ۱۴ آذر ۱۳۶۹ تهران) نویسنده، مترجم، استاد دانشگاه، و پژوهشگر برجستهٔ ادبیات فارسی است.
کتاب شناسی
تالیف
• تمرین فارسی برای کلاس اول دبستان
• فرخی سیستانی : بحثی در شرح احوال و روزگار و شعر او
• ابومسلم , سردار خراسان
• نامه اهل خراسان
• دیداری با اهل قلم
• برگ‌هایی در آغوش باد
• کاغذ زر
• روان های روشن
• چشمه روشن

تصحیح
• قابوسنامه
• قابوسنامه ی درسی
• التصفیه فی احوال المتصوفه
• لطائف الحکمه ارموی
• گزیده قابوسنامه
• بوستان سعدی - وی این کتاب تصحیح‌شده را در سال ۱۳۵۹ شمسی به چاپ رسانید.[۱]
• ملخص لغات خطیب کرمانی
• گلستان سعدی - وی این کتاب تصحیح‌شده را در سال ۱۳۶۸ شمسی به چاپ رسانید.[۲]
• تصحیح و توضیح غزل‌های سعدی

ترجمه
• داستان من و شعر از نزار قبانی
• اما من شما را دوست می‌داشتم ژیلبر سسبرون
• اسنان دوستی در اسلام از مارسل بوازار
• شیوه‌های نقد ادبی از دیوید دیچز
• برگزیده‌ای از اشعار عربی معاصر از دکتر مصطفی بدوی
• چشم اندازی از ادبیات و هنر از ر ه ولک و دیگران

 

علی‌اکبر دهخدا

علی‌اکبر دهخدا

تولد ۱۲۵۹ خورشیدی (۱۲۹۷ قمری
تهران

مرگ ۷ اسفند ۱۳۳۴
تهران

آرامگاه ابن بابویه

لقب‌ها دخو

زمینه فعالیت زبان فارسی
ادبیات فارسی

ملیت  ایران

محل زندگی تهران، چهارمحال و بختیاری، وین، سوییس، استانبول

آثار لغت‌نامه دهخدا
امثال و حکم

علی‌اکبر دهخدا (۱۲۵۹ در تهران - ۷ اسفند ۱۳۳۴ در تهران)، نویسنده و پژوهشگر ایرانی و نویسنده و گردآورندهٔ لغت‌نامه دهخدا بود. او در ابن بابویه در شهر ری مدفون است.
زندگينامه
در حدود سال ۱۲۵۹ هجری خورشیدی در تهران متولد شد. پدرش «خان باباخان» که از ملاکان متوسط قزوین بود، پیش از ولادت وی از قزوین به تهران آمد و در این شهر اقامت گزید. تحصیلات قدیمی را نزد «شیخ غلامحسین بروجردی» آموخت. بعدها به مدرسه علوم سیاسی رفت. پس از پایان تحصیل به خدمت وزارت امور خارجه در آمد. در سال ۱۲۸۱ با «معاون‌الدوله غفاری» که به وزیر مختاری ایران در کشورهای بالکان منصوب شده بود به اروپا رفت و حدود دو سال و نیم در اروپا و بیشتر در وین اقامت داشت
فعاليت سياسى
بازگشت دهخدا به ایران مقارن با آ‎غاز مشروطیت بود. در حدود سال ۱۲۸۵ (۱۳۲۵ (قمری)) با همکاری جهانگیرخان شیرازی و با سرمایهٔ قاسم خان تبریزی روزنامه صور اسرافیل را منتشر کرد. بخش «چرند و پرند» در این روزنامه را او با امضای «دخو» می‌نوشت که با استقبال زیاد خوانندگان روبرو شد. «دخو» (مخفف ده‌خدا) شخصیت خیالی ساده‌دل حکایت‌ها و مثل‌های مردم قزوین است. دهخدا بعدها نام خانوادگی خود را از همین نام گرفت. پس از به توپ بستن و تعطیل مجلس شورای ملی در دورهٔ محمد علی شاه، دهخدا، مانند بسیاری از آزادی‌خواهان، ناچار به استانبول و از آنجا به اروپا رفت. در سوئیس سه شماره از «صوراسرافیل» را منتشر کرد. آنگاه دوباره به استانبول رفت و در سال ۱۳۲۷ (قمری) روزنامه‌ای به نام «سروش» را به زبان فارسی انتشار داد. پس از فتح تهران به دست مجاهدین و خلع محمد علی شاه، دهخدا از تهران و کرمان به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شد. آرامگاه علی‌اکبر دهخدا در گورستان ابن بابویه شهر ری. دهخدا در دوران جنگ جهانی اول در چهارمحال و بختیاری گوشه‌نشین بود. پس از جنگ به تهران بازگشت وى سردبيرى برخى نشريات مربوط به حزب کمونیست ایران (دهه ۱۹۲۰) را نيز در دورانى به عهده داشت.[۱] در کشاکش انحلال سلطنت و برپائی جمهوری، دهخدا بعنوان اولین کاندیدای مقام ریاست جمهوری درایران مطرح شد.[۲] شخصیتی ملی، سیاسی، ادیب، ستم دیده استبداد و از آن مهم تر، از کوره ارتجاع ستیزی و دفاع از ترقی و تحول ایران بیرون آمده. دیکتاتوری پهلوی که مستقر شد، بیم از این کاندیداتوری به کینه استبداد تبدیل شد. دهخدا را نمی شد سر پیری و به جرم طرح او بعنوان اولین رئیس جمهور ایران کشت، اما می‌شد به انزوا کشاند؛ و چنین کردند. او در انزوا همان کرد که فردوسی کرده بود. فرهنگ دهخدا را پایه ریخت. دهخدا به همين دليل تا پايان عمر مغضوب دربار سلطنتی
ماند! [۳] دهخدا به همين دليل تا پايان عمر مغضوب دربار سلطنتی ماند و در دورهٔ رضا شاه از کارهای سیاسی کناره گرفت و به کارهای علمی و ادبی و فرهنگی مشغول شد. مدتی ریاست دفتر (کابینه) وزارت معارف، ریاست تفتیش وزارت عدلیه، ریاست مدرسه علوم سیاسی و سپس ریاست مدرسه عالی حقوق و علوم سیاسی تهران به او محول گردید. چند روز قبل از شهریور ۱۳۲۰ و خلع رضاشاه، معزول شد و پس از آن بیشتر به مطالعه و تحقیق و نگارش پرداخت. میرزا علی اکبر خان دخو (دهخدا) در جوانی دهخدا در جریان نهضت ملی شدن نفت پشتیبان جدی دکتر مصدق بود. در صورت پيروزى نهضت و اعلام جمهورى قرار بود كه وى كانديد رياست جمهورى باشد. به همين خاطر نيز ماموران كودتا پس از كودتاى 28 مرداد به خانه اش ريختند و وى را شديدا مضروب نمودند. [۴] دهخدا به غیر از زبان فارسی به زبانهای عربی و فرانسه هم تسلط داشت و گاه برای تفنن شعر نیز می‌سرود. او در ۷ اسفند ۱۳۳۴ در سن ۷۷ سالگی در تهران درگذشت و در گورستان ابن بابویه مدفون شد.
آثار
تصحیح
• دیوان منوچهری
• دیوان حافظ
• دیوان سید حسن غزنوی
• دیوان مسعود سعد
• دیوان سوزنی سمرقندی
• دیوان فرخی سیستانی
• دیوان ابن یمین
• لغت فرس اسدی
• صحاح الفرس
• یوسف و زلیخا
ترجمه
• روح القوانین
• عظمت و انحطاط رومیان
تالیف
• لغت نامه دهخدا
• امثال و حکم
• مقالات روزنامه صور اسرافیل که مجموعه «چرند و پرند» آن بارها به چاپ رسیده است.
• فرهنگ فرانسه به زبان فارسی
• ابوریحان بیرونی
• تعلیقات بر دیوان ناصر خسرو
• پندها و کلمات قصار
• دیوان شعر

سید جعفر شهیدی

سید جعفر شهیدی

سید جعفر شهیدی (۱۲۹۷ بروجرد - ۲۳ دی ۱۳۸۶ تهران)، مورّخ، ادیب و پژوهشگر ایرانی بود.

وی از شاگردان برجستهٔ استاد دهخدا و علامه فروزانفر بود و از او در حدود ۱۵ کتاب و تألیف حدود ۱۲۰ مقاله به یادگار مانده‌است. وی در سال ۱۳۸۵ هجری خورشیدی برای نگارش کتاب تاریخ تحلیلی اسلام برندهٔ جایزه کتاب سال ایران شد. دکتر شهیدی در صبح یکشنبه، ۲۳ دی ۱۳۸۶ در تهران دیده از جهان فروبست.

زندگی

سیدجعفر شهیدی فرزند سیدمحمد سجادی که از دانشمندان و مفاخر بزرگ ادبی ایران به‌شمار می‌رفت، در سال ۱۲۹۷ هجری خورشیدی در یکی از محلات قدیمی شهر بروجرد به دنیا آمد. وی دوران تحصیل ابتدایی و اندکی از متوسطه را در این شهر و سپس ادامه آن را در تهران به انجام رساند. شهیدی ابتدا به نام سجادی معروف بود که بعدها تغییر شهرت داده و با نام شهیدی در مراکز علمی و دانشگاهی شهرت پیدا کرد. در سال ۱۳۲۰ برای تحصیل علوم دینی و فقه و اصول راهی نجف شد و تحصیلات حوزوی اش را در شهر نجف که شهر علم نام داشت، تا حد رسیدن به درجه اجتهاد که درجهٔ بسیار بالایی در حوزهٔ علمیه محسوب می‌شود، بالا برد. وی پس از آن چند سالی را در عوالم طلبگی در قم سپری و از محضر آیت‌الله بروجردی و بسیاری از مراجع و بزرگان دینی استفاده کرد، اما بعد از هشت سال، بیماری او را به ایران بازگرداند. هر هفته باید خود را به پزشک نشان می‌داد و درنتیجه از رفتن به حوزه باز می‌ماند. برای گذران زندگی و به‌منظور ترجمهٔ متون عربی، نزد دکتر سنجابی (وزیر فرهنگ وقت) می‌رفت اما به او اشتغال به تدریس پیشنهاد شد. سپس در دبیرستان ابومسلم مشغول به تدریس شد و با توجه به اهمیت مدرک تحصیلی در میزان حقوق بدون شرکت در کلاس‌ها، لیسانس الهیات را با بهترین نمره‌ها می‌گیرد. برخورد با محمد معین، باب آشنایی وی را به حضور علی‌اکبر دهخدا فراهم کرد و بعد از تشکیل سازمان لغت‌نامه دهخدا، معاونت سازمان رابه‌عهده گرفت. سپس علامه دهخدا از سیدجعفر شهیدی دعوت به همکاری کرد و در نامه‌ای به دکتر آذر (وزیر فرهنگ وقت) نوشت: «او اگر نه در نوع خود بی‌نظیر، ولی کم‌نظیر است.» دهخدا در این نامه می‌خواهد که به جای ۲۲ ساعت، به او شش ساعت تدریس اختصاص دهند تا بقیهٔ وقتش را در لغت‌نامهٔ دهخدا بگذراند. مدتی این‌گونه می‌گذرد، تا سال ۱۳۴۰ که با مدرک دکتری به دانشگاه منتقل می‌شود. تدریس در دانشگاه تا حدود سال ۱۳۴۵ ادامه پیدا می‌کند، اما بعد با ناامنی دانشگاه، دانشجویان خود را به لغت‌نامه می‌برد. پس از سال‌ها نیز، تا پایان عمر وی هنوز دانشجویانش چهارشنبه‌ها به لغت‌نامه می‌رفتند و با شهیدی جلساتی را داشتند. بعد از مرگ محمد معین، شهیدی مسؤولیت اداره سازمان لغت نامه دهخدا را بر عهده گرفت. او در زمینه‌های ادبیات عرب و فارسی استادی بنام بود و درک محضر و همنشینی با استادانی نظیر بدیع‌الزمان فروزانفر، دهخدا، جلال‌الدین همائی و محمد معین اعتبار علمی و معنوی او را دو چندان کرد. شهیدی اولین کتابش را در نجف در رد احمد کسروی نوشت، هرچند بر خوب بودن کارهای تاریخی او (تاریخ آذربایجان، تاریخچهٔ چپق و قلیان، مشعشیان و...) تأکید داشت. دیگر کتابش، سه جلد «جنایات تاریخ» توسط ساواک توقیف شد، اما بعدها با گذشت دورهٔ زمانی، بعضی مطالب انتقادی را چندان ضروری ندید و آنها را از چاپ بعدی حذف کرد.ایشان داماد استاد سید غلامرضا سعیدی از نویسندگان معاصربیرجندی بود. .وی در ساعت ۱۱ صبح یکشنبه ۲۳ دی ۱۳۸۶ از دنیا رفت. دکتر شهیدی در سال ۱۳۷۴ منزل مسکونی اش را به شهرداری نارمک واگذار کرد و این خانه در همان سال به کتابخانه عمومی دکتر شهیدی تبدیل شد. پس از مرگ وی اتاقی در این کتابخانه به موزه نگهداری برخی آثار از آثار او اختصاص داده شد. [۳]. پیکر وی صبح روز چهارشنبه بیست و شش دی ۱۳۸۶ از برابر بنیاد لغتنامه دهخدا به سمت داشنگاه تهران تشیع شد.

 

 

سمت‌ها

  • معاون مؤسسه لغت نامه دهخدا ۱۳۴۲
  • رئیس مؤسسه لغت نامه دهخدا

·         رئیس مرکز بین المللی آموزش زبان فارسی ۱۳۶۸

  • همکاری با دکتر محمد معین در تهیه فرهنگ فارسی معین

تألیف‌ها

  • مهدویت واسلام ۱۳۲۴
  • جنایات تاریخ، جلد اول و دوم، تهران، شهریور ۱۳۲۷
  • جنایات تاریخ، جلد سوم، دفتر نامة فروغ علم، تهران ۱۳۲۹
  • چراغ روشن در دنیای تاریک (یا زندگانی امام سجاد) تهران، کتابفروشی و چاپخانه محمد حسن علمی ۱۳۳۵
  • تصحیح براهین العجم اثر مورخ الدوله سپهر
  • تصحیح دره نادره و تلخیص آن
  • در راه خانة خدا، دانش نو، تهران ۱۳۵۶
  • پس از پنجاه سال، پژوهشی تازه پیرامون قیام امام حسین، چاپ اول، امیر کبیر ۱۳۵۸، چاپ شانزدهم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ۱۳۷۲
  • شرح لغات و مشکلات دیوان انوری، چاپ اول انجمن آثار ملی ۱۳۵۸، چاپ دوم انتشارات علمی و فرهنگی ۱۳۶۴
  • تاریخ تحلیلی اسلام، تاریخ تحلیلی اسلام تا پایان امویان، تهران، مرکز نشر دانشگاهی ۱۳۶۲
  • زندگانی حضرت فاطمه، چاپ اول تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ۱۳۶۰، چاپ هجدهم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ۱۳۷۳
  • آشنایی با زندگانی امام صادق، جامعة الامام الصادق، تهران ۱۳۶۲
  • زندگانی علی بن الحسین، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ۱۳۶۵، چاپ پنجم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ۱۳۷۲
  • ستایش و سوگ امام هشتم در شعر فارسی ۱۳۶۵
  • عرشیان، نشر مشعر، قم ۱۳۷۱
  • شرح مثنوی شریف، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۳، از جزو دوم دفتر اول تا پایان دفتر ششم (دنبالة کار مرحوم فروزانفر)
  • از دیروز تا امروز، مجموعة مقاله‌هاو سفرنامه‌ها، به کوشش هرمز ریاحی و شکوفه شهیدی، تهران، انتشارات قطره ۱۳۷۳
  • علی از زبان علی، شرح زندگانی امیر مؤمنان، تهران، دفتر نشر ۱۳۷۶
  • شرح مثنوی دفتر چهارم، پنجم و ششم ؛ ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۰

سهراب سپهری

سهراب سپهری

تولد ۱۵ مهر، ۱۳۰۷
/ ۷ اکتبر، ۱۹۲۸
کاشان، ایران

 

مرگ ۱ اردیبهشت، ۱۳۵۹ (۵۱ سال
/ ۲۱ آوریل، ۱۹۸۰
تهران، ایران

 

مدفن امامزاده سلطان‌علی، مشهد اردهال

زمینه فعالیت شاعر، نقاش

ملیت  ایرانی

محل زندگی کاشان، تهران 
نهاد مرتبط دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران

پیشه مدرّس هنرستان هنرهای زیبا

سهراب سپهری ( ۱۵ مهر ۱۳۰۷ در کاشان - ۱ اردیبهشت ۱۳۵۹ در تهران) شاعر و نقاش ایرانی بود. او از مهم‌ترین شاعران معاصر ایران است و شعرهایش به زبان‌های بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده است. وی پس از ابتلا به بیماری سرطان خون در بیمارستان پارس تهران درگذشت.                           زندگی‌نامه
دورهٔ‌ ابتدایی را در دبستان خیام کاشان (۱۳۱۹) و متوسّطه را در دبیرستان پهلوی کاشان (خرداد ۱۳۲۲) گذراند و پس از فارغ‌التحصیلی در دورهٔ‌ دوسالهٔ‌ دانش‌سرای مقدماتی پسران به استخدام ادارهٔ‌ فرهنگ کاشان درآمد. در شهریور ۱۳۲۷ در امتحانات ششم ادبی شرکت نمود و دیپلم دورهٔ دبیرستان خود را دریافت کرد. سپس به تهران آمد و در دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و هم زمان به استخدام شرکت نفت در تهران درآمد که پس از ۸ ماه استعفا داد. سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعهٔ شعر نیمایی خود را به نام مرگ رنگ منتشر کرد. در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و به دریافت نشان درجهٔ اول علمی نایل آمد. در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت نمود و نیز دومین مجموعهٔ اشعار خود را با عنوان «زندگی خواب‌ها» منتشر کرد. آنگاه به تأسیس کارگاه نقاشی همت گماشت. در آذر ۱۳۳۳ در ادارهٔ کل هنرهای زیبا (فرهنگ و هنر) در قسمت موزه‌ها شروع به کار کرد و در هنرستان‌های هنرهای زیبا نیز به تدریس می‌پرداخت. در مهر ۱۳۳۴ ترجمهٔ اشعار ژاپنی از وی در مجلهٔ «سخن» به چاپ رسید. در مرداد ۱۳۳۶ از راه زمینی به کشورهای اروپایی سفر کرد و به پاریس و لندن رفت. ضمنا در مدرسهٔ هنرهای زیبای پاریس در رشتهٔ لیتوگرافی نام نویسی کرد. وی همچنین کارهای هنری خود را در نمایشگاه‌ها به معرض نمایش گذاشت. حضور در نمایشگاه‌های نقاشی همچنان تا پایان عمر وی ادامه داشت. سهراب سپهری مدتی در ادارهٔ کل اطلاعات وزارت کشاورزی با سمت سرپرست سازمان سمعی و بصری در سال ۱۳۳۷ مشغول به کار شد. از مهر ۱۳۴۰ نیز شروع به تدریس در هنرکدهٔ هنرهای تزئینی تهران نمود. در اسفند همین
سال بود که از کلیهٔ مشاغل دولتی به کلی کناره‌گیری کرد. درگذشت سهراب سپهری در غروب ۱ اردیبهشت سال ۱۳۵۹ در بیمارستان پارس تهران به علت ابتلا به بیماری سرطان خون درگذشت. صحن امامزاده سلطان‌علی روستای مشهد اردهال واقع در اطراف کاشان میزبان ابدی سهراب گردید.
سفرهای خارج از کشور
• سفر به ایتالیا (وی از پاریس به ایتالیا می‌رود)؛
• سفر به ژاپن (توکیو در مرداد ۱۳۳۹) برای آموختن فنون حکاکی روی چوب که موفق به بازدید از شهرها و مراکز هنری ژاپن نیز می‌شود؛
• سفر به هندوستان (۱۳۴۰)؛
• سفر مجدد به هندوستان (۱۳۴۲، بازدید از بمبئی، بنارس، دهلی، اگره، غارهای آجانتا،کشمیر)؛
• سفر به پاکستان (۱۳۴۲، تماشای لاهور و پیشاور)؛
• سفر به افغانستان (۱۳۴۲، اقامت در کابل)؛
• سفر به اروپا (۱۳۴۴، مونیخ و لندن)؛
• سفر به اروپا (۱۳۴۵، فرانسه، اسپانیا، هلند، ایتالیا، اتریش)؛
• سفر به آمریکا و اقامت در لانگ آیلند (۱۳۴۹ و شرکت در یک نمایشگاه گروهی و سپس سفر به نیویورک)؛
• سفر به پاریس و اقامت در «کوی بین المللی هنرها» (۱۳۵۲)؛
• سفر به یونان و مصر (۱۳۵۳)؛
• سفر به بریتانیا برای درمان بیماری اش سرطان خون (دی ۱۳۵۸).
نمایشگاه‌های نقاشی
 • در متن این مقاله از هیچ منبع و مأخذی نام برده نشده‌است. شما می‌توانید با افزودن منابع بر طبق اصول اثبات‌پذیری و شیوه‌نامهٔ ارجاع به منابع، به ویکی‌پدیا کمک کنید مطالب بی‌منبع احتمالاً در آینده حذف خواهند‌ شد. از جمله نمایشگاه‌های نقاشی که سهراب سپهری در آن‌ها حضور. داشت، یا نمایشگاه انفرادی وی بودند، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
اولین دوسالانهٔ تهران (فروردین ۱۳۳۷)؛  
• دوسالانهٔ ونیز (خرداد ۱۳۳۷)؛
• دو سالانهٔ دوم تهران (فروردین ۱۳۳۹، برندهٔ جایزهٔ اول هنرهای زیبا)؛
• نمایشگاه انفرادی در تالار عباسی تهران (اردیبهشت ۱۳۴۰)؛
• نمایشگاه انفرادی در تالار فرهنگ تهران (خرداد ۱۳۴۱، دی ۱۳۴۱)؛
• نمایشگاه گروهی در نگارخانه گیل گمش (تهران، ۱۳۴۲)؛
• نمایشگاه انفرادی در استودیو فیلم گلستان (تهران، تیر ۱۳۴۲)؛
• دوسالانهٔ سان پاولو (برزیل، ۱۳۴۲)؛
• نمایشگاه گروهی هنرهای معاصر ایران (موزه بندر لوهار، فرانسه، ۱۳۴۲)؛
• نمایشگاه گروهی در نگارخانه نیالا (تهران، ۱۳۴۲)؛

• نمایشگاه انفرادی در نگارخانه صبا (تهران، ۱۳۴۲)؛
• نمایشگاه گروهی در نگارخانه بورگز (تهران، ۱۳۴۴)؛
• نمایشگاه انفرادی در نگارخانه بورگز (تهران، ۱۳۴۴)؛
• نمایشگاه انفرادی در نگارخانه سیحون (تهران، بهمن ۱۳۴۶)؛
• نمایشگاه گروهی در نگارخانه مس تهران (۱۳۴۷)؛
• نمایشگاه جشنوارهٔ روایان (فرانسه، ۱۳۴۷)؛
• نمایشگاه هنر معاصر ایران در باغ موسسه گوته (تهران، خرداد ۱۳۴۷)؛
• نمایشگاه دانشگاه شیراز (شهریور ۱۳۴۷)؛
• جشنوارهٔ بین المللی نقاشی در فرانسه (اخذ امتیاز مخصوص، ۱۳۴۸)؛
• نمایشگاه گروهی در بریج همپتن آمریکا (۱۳۴۹)؛
• نمایشگاه انفرادی در نگارخانه بنسن نیویورک (۱۳۵۰)؛
• نمایشگاهانفرادی در نگارخانه لیتو (تهران، ۱۳۵۰)؛
• نمایشگاه انفرادی در نگارخانه سیروس (پاریس، ۱۳۵۱)؛
• نمایشگاه انفرادی در نگارخانه سیحون تهران (۱۳۵۱)؛
• اولین نمایشگاه هنری بین المللی تهران (دی ۱۳۵۳)؛
• نمایشگاه انفرادی در نگارخانه سیحون تهران (۱۳۵۴)؛
• نمایشگاه هنر معاصر ایران در «بازار هنر» (بال، سوییس، خرداد ۱۳۵۵)؛
• نمایشگاه انفرادی در نگارخانه سیحون تهران (۱۳۵۷).
آثار ادبی
سهراب در آغاز کار شاعری تحت تأثیر شعرهای نیما بود و این تأثیر در «مرگ رنگ» به خوبی مشهود است. بعدها سبک او دستخوش تغییراتی می‌شود و شعرش با دیگر شاعران هم دورهٔ خویش متمایز می‌گردد. از جمله مجموعه شعرهای دیگر سهراب سپهری می‌توان به این عنوان‌ها اشاره نمود: مرگ رنگ (۱۳۳۰) ؛
• زندگی خواب‌ها (۱۳۳۲) ؛
• آوار آفتاب (۱۳۴۰) ؛
• شرق اندوه (۱۳۴۰) ؛
• صدای پای آب (۱۳۴۴) ؛
• مسافر (۱۳۴۵) ؛
• حجم سبز (۱۳۴۶) ؛
• ما هیچ ما نگاه (۱۳۵۶) ؛
• هشت کتاب (۱۳۵۶) ؛
• برخی از اشعار وی در سال‌های ۱۳۴۴ و ۱۳۴۵ در فصلنامهٔ آرش به چاپ رسید.
مرگ رنگ  • زندگی خواب‌ها  • آوار آفتاب  • شرق اندوه
صدای پای آب  • مسافر  • حجم سبز  • ما هیچ ما نگاه
       حسین تصدیقی 

سعید کاظمی آشتیانی

سعید کاظمی آشتیانی

 

سعید کاظمی آشتیانی(زاده ۱ فروردین ۱۳۴۰ - درگذشته ۱۵ دی ۱۳۸۴)، رئیس سابق پژوهشکده رویان و جهاد دانشگاهی دانشگاه علوم پژشکی ایران. وی دارای درجه دکترای تخصصی جنین شناسی از دانشگاه تربیت مدرس بود که پس از تشکیل پژوهشکده رویان ، در رشد طب تولید مثل، فناوری سلول‌های بنیادی و همانند سازی در کشور نقش بسزایی داشت. کاظمی آشیانی در طول عمر کوتاه خود در زمینه علمی و مدیریتی موفقیت‌های زیادی را برای خود و کشور موجب شد.

 

زندگینامه

کاظمی آشتیانی در اول فروردین ۱۳۴۰ در تهران زاده شد. در سال ۱۳۵۸ در رشته فیزیوتراپی دانشگاه علوم پزشکی ایران تحصیلات دانشگاهی را آغاز کرد و هم زمان از همان سال ۵۸ به تدریس ادبیات و بینش اسلامی در هنرستان پرداخت. تعطیلی دانشگاهها همزمان با انقلاب فرهنگی اندکی در تحصیل او وقفه ایجاد کرد. اما با حضور در جبهه‌های جنگ ایران و عراق این وقفه طولانی تر شد. وی سرانجام پس از ۱۱ سال به سال ۱۳۶۹ مدرک کارشناسی ارشدش را در رشته فیزیوتراپی اخذ کرده و از از دانشکده علوم توانبخشی فارغ التحصیل شد. وی با همکاری دو تن از همکارانش به سال ۱۳۶۱، جهاد گروه پزشکی را در دانشگاه علوم پزشکی ایران تأسیس کرد. این گروه در واقع هسته اولیه جهاد دانشگاهی علوم پزشکی ایران بود که در سال ۱۳۶۵ شکل گرفت. کاظمی تا سال ۱۳۷۰ مسئولیت بخش طرح‌ها و تحقیقات آن را بر عهده داشت. از سال ۱۳۷۱ همراه با تغییرات ساختار مدیریتی جهاد دانشگاهی در سمت ریاست جهاد دانشگاهی واحد علوم پزشکی ایران به فعالیت پرداخت که تا آخر عمرش ادامه داشت.در طی این منصب مراکز درمانی متعددی تأسیس و گروه‌های مختلف پژوهشی راه اندازی شد. پژوهشکده رویان جهاد دانشگاهی، از مهمترین این مراکز بود که به سال ۱۳۷۰ تاسیس شد. و با مدیریت وی به فعالیت پرداخت. کاظمی آشتیانی همزمان با مدیریت جهاد دانشگاهی و پژوهشکده رویان در مقطع دکترا در رشته علوم تشریح با گرایش جنین شناسی در دانشگاه تربیت مدرس به تحصیلش ادامه داد و به سال ۱۳۷۶ درجه دکترایش را اخذ کرد. کاظمی آشتیانی علاوه بر ریاست پژوهشکده رویان و جهاد دانشگاهی واحد علوم پزشکی ایران ، همزمان حضوری پررنگ در فعالیت‌های علمی داشت. چاپ ده‌ها مقاله در مجلات علمی داخلی و بین المللی، انجام چندین طرح تحقیقاتی ملی، تدریس در دانشکده‌ها، نگارش کتاب، راه اندازی گروه‌های پژوهشی در شاخه‌های مختلف علوم پزشکی، برگزاری چند دوره جشنواره بین المللی رویان، داوری جشنواره‌های علمی و سردبیری مجله علمی پژوهشی یاخته از این جمله‌است. وی سرانجام در ۱۵ دی ۱۳۸۴ در سن ۴۴ سالگی بر اثر بیماری قلب درگذشت. سید علی خامنه‌ای در باره این چهره علمی گفته‌است: « دکتر کاظمی از رویش‌های مبارکی بود که آینده درخشان علمی در کشور را نوید می‌دهند».

شهید بهشتی

 شهید بهشتی

شهید سید محمدحسین بهشتی در دوم آبان 1307 هجری شمسی در اصفهان چشم به جهان گشود. پدرش از روحانیان اصفهان و امام جماعت مسجد لومبان بود. وی از چهار سالگی به مکتب رفت و در اندک زمانی قرائت قرآن و خواندن و نوشتن را آموخت و با ورود به دبیرستان به دلیل علاقه به تحصیل علوم­دینی، مدرسه را رها و در سال 1321 وارد حوزه علمیه شد. به سال 1325 یعنی در هجدهمین بهار زندگی خود به قم عزیمت کرد و در کنار تحصیل علوم دینی، در سال 1327 موفق به دریافت دیپلم ادبی در امتحانات متفرقه شد. در همان سال، وارد دانشکده الهیات معقول و منقول شد و در سال 1330 با دریافت درجه لیسانس به قم بازگشت و در دبیرستان حکیم نظامی مشغول تدریس زبان انگلیسی شد. در سال 1331 ازدواج نمود که حاصل این پیوند، دو پسر و دو دختر بود. وی در سال 1333، دبیرستان دین و دانش قم را تأسیس نمود و تا سال 1342 سرپرستی آن را برعهده داشت. در فاصله سال‏های 1335 تا 1338، دوره دکترای فلسفه الهیات را گذراند سپس، با شرکت فعال در مبارزات سال‏های 41 و 42 از سوی ساواک مجبور به عزیمت از شهر قم به تهران گردید. این شهید راست­قامت تاریخ به پیشنهاد و درخواست آیت‏الله حائری‏ رحمه­الله و آیت‏الله میلانی ‏رحمه­الله به هامبورگ عزیمت و سرپرستی مسجد و تشکل مذهبی جوانان آن شهر را عهده‏دار و به فعالیت‏های عمیق دینی و فرهنگی پرداخت. در طی این مدت سفرهایی به عربستان، سوریه، لبنان، ترکیه و عراق(به منظور دیدار امام ‏رحمه­الله) انجام داد.

 سرانجام در سال 1349، به ایران بازگشت و به فعالیت‏های علمی، فرهنگی و سیاسی روی آورد. در این مدت، چندین بار توسط ساواک دستگیر و روانه زندان شد. در آذرماه 1357 به فرمان امام خمینی ‏رحمه­الله شورای انقلاب را تشکیل داد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره به عنوان ایدئولوگ و لیدر در صحنه‏های سیاسی، اجتماعی به فعالیت می‏پرداخت. حزب جمهوری اسلامی را با هدف تربیت و شناسایی نخبگان سیاسی فرهنگی پایه‏گذاری نمود. در تدوین قانون اساسی به عنوان نایب رئیس مجلس خبرگان ایفای نقش می‏کرد. پس از استعفای دولت موقت در سال 1358، مدتی به عنوان وزیر دادگستری و سپس، از سوی امام خمینی‏ رحمه­الله به ریاست دیوان عالی کشور منصوب گردید. وی سرانجام در حین انجام وظیفه در این سمت ‏بود که در شامگاه 7 تیر سال 1360 در حین سخنرانی در تالار حزب جمهوری اسلامی بر اثر انفجار ساختمان حزب توسط منافقین به همراه کاروان 72 نفره خود به خیل عظیم شهدای کربلا پیوست.

از پیام امام خمینی ‏رحمه­الله به مناسبت ‏شهادت شهیدبهشتی:

 ملت ایران در این فاجعه بزرگ 72 تن بی‏گناه به عدد شهدای کربلا از دست داد.

شهیدبهشتی از منظر مقام معظم رهبری:

بهشتی مظلوم زیست و مظلوم مرد، به خاطر این‏که در دوران زندگی‏اش کسی به عمق و والایی شخصیت این مرد پی نبرد. شهیدبهشتی واقعا یک انسان برجسته‏ای بود در همه ابعاد.

شهیدبهشتی به روایت دوستان:  او مثل همیشه، با تبسمی بر لب، پیش از غروب به دفتر مرکزی حزب جمهوری آمد و در جلسه اعضای حزب شرکت کرد. پس از پایان جلسه، آوای روح‏بخش اذان در دفتر طنین‏انداز شد و همه وضو گرفتند و برای نماز آماده شدند. نماز جماعت ‏به امامت آیت‏الله بهشتی برپا شد و عده‏ای از وزرا و نمایندگان مجلس در آن شرکت کردند. گویند: «آن شب نماز جماعتش از همه شب‏ها طولانی‏تر بود و اصرار بچه‏ها هم بسیار بود که می‏خواهیم پشت‏سر تو نماز بخوانیم و نماز در حیاط دفتر حزب بود. عکاس آمد و از آن نماز عکس یادگاری گرفت.» پس از نماز، همه به سالن رفتند تا جلسه را که پیرامون انتخاب آینده ریاست جمهوری بود، برگزار کنند، چون یک هفته از خلع بنی‏صدر از مقام ریاست جمهوری، توسط مجلس شورای اسلامی می‏گذشت. جلسه با قرائت قرآن که روح‏ها را با ملکوت پیوند داد، آغاز شد و پس از تلاوت قرآن، سخنرانی قافله سالار شهدای هفت تیر شروع شد. ساعت ‏حدود نه و هفت دقیقه بود که ناگهان سفیر مرگ آنان را با خود به ملکوت اعلی برد و او و یارانش چنین به خیل راست‏قامتان تاریخ پیوستند

 

دانشگاه شهید بهشتی

 

تأسیس

۱۳۳۸

نوع

دولتی

بنیانگذار

علی شیخ الاسلام

رئیس

دکتر احمد شعبانی

مکان

 ایران، تهران، تهران

وب‌گاه

http://www.sbu.ac.ir/

 

دانشگاه شهید بهشتی یکی از دانشگاه‌های دولتی تهران است که در شمال غربی تهران در منطقه ولنجک/درکه واقع شده‌است.              این دانشگاه در سال ۱۳۳۸ با نام دانشگاه ملی ایران بدستور محمدرضا شاه پهلوی و توسط دکتر علی شیخ الاسلام تأسیس شد و تا پیش از سال ۱۳۶۱ با این نام خوانده می‌شد.                                                                                                                           فرخ‌رو پارسا، در سال‌های آغازین کار دانشگاه، عهده‌دار سِمَت مدیر کلی دبیرخانه دانشگاه ملی ایران بود که با این سِمَت وی نخستین مدیر کل زن در ایران شد.

دانشکده‌ها

مقاطع تحصیلی

این دانشگاه در مقاطع کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا در دوره‌های روزانه و شبانه دانشجو می پذیرد و تاکنون بیش از ۴۳۳۳۴ دانشجو از این دانشگاه فارغ التحصیل شده‌اند.

 امکانات آموزشی و رفاهی

  1. پارک علمی-تحقیقاتی زیر آب شهرستان سوادکوه مازندران(سال تأسیس ۱۳۸۱)
  2. کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد(سال تأسیس ۱۳۳۹)
  3. گروه معارف اسلامی(سال تأسیس ۱۳۶۰)
  4. خوابگاه‌ها بشرح زیر:
    • مجتمع خوابگاه‌های کوی دختران (داخل دانشگاه)
    • مجتمع خوابگاه‌های کوی پسران (داخل دانشگاه)
    • خوابگاه شهید مطهری (متاهلان)
    • خوابگاه قائم مقام فراهانی ویژه پسران
    • خوابگاه طالقانی ویژه پسران

 

  1. وب‌گاه رایانه (سال تأسیس نیمسال۸۴-۸۳)
  2. اداره بهداشت، امور درمان و دانشجویان
  3. مرکز خدمات مشاوره‌ای
  4. اداره تربیت بدنی
  5. مدیریت امور فرهنگی و فوق برنامه شامل بخش‌های زیر:

کانونهای دانشجویی(کانون علم و دین، کانون ایران‌شناسی، ...)- تشکل‌های دانشجویی - نشریات دانشجویی - انجمن‌های علمی دانشجویی (آمار، زیست، آبادانی روستا...)- ستادهای فرهنگی - ادارات فرهنگی

 مشخصات دانشگاه

مدیریت این دانشگاه تا سال ۱۳۸۴ بر عهده "دکتر هادی ندیمی" بود و بعد از وی به "دکتر حمید لطیفی" واگذار شد. دکتر لطیفی در ۲۷ مهر ۱۳۸۶ برکنار و دکتراحمد شعبانی جانشین وی شد. نشانی پستی دانشگاه: تهران، اوین، بلوار دانشجو است.

 

رئیس‌علی دلواری

رئیس‌علی دلواری

رییس علی دلواری فرزند رییس محمد در سال ۱۲۶۰ هجری شمسی۱۸۸۱ میلادی در روستای دلوار از شهرستان تنگستان استان بوشهر در ساحل خلیج فارس به دنیا آمد. دوران جوانی او همزمان با حضور گسترده استعمار انگلیس در خلیج فارس بود. عشق او به ایران باعث همراهی اش با مشروطه خواهان بوشهر برای رهایی ایران از استبداد قاجاریه گردید. در سال ۱۲۸۷ ه.ش/۱۹۰۸ میلادی به درخواست سید مرتضی مجتهد اهرمی که مخالف استبداد محمد علیشاه قاجار بود، بوشهر را تصرف کرد و حدود ۹ ماه شهر را در کنترل داشت. در آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ قوای روس از شمال و نیروهای انگلستان از جنوب، كشور ما را در معرض هجوم قرار دادند و كشتی های جنگی انگلستان در مقابل بوشهر لنگر انداختند و نیروهای اشغالگر در ۸ اوت ۱۹۱۵/ ۱۷ مرداد ۱۲۹۴ بصورت تدریجی قصد اشغال بوشهر و نواحی ساحلی اطراف را داشتند. یك روز پس از اشغال بوشهر، چهارده نفر از ساكنین آن علیه اشغالگران اعتراض كردند، ولی چون اهل جدال و اسلحه نبودند دستگیر و به هندوستان تبعید شدند. رئیس علی همراه دوستش خالو حسین دشتی در اوایل ماه رمضان ۱۳۳۳ه.ق، در عمارت حاج سید محمدرضا كازرونی، پس از مذاكراتی با وی آمادگی خود را برای دفاع از بوشهر و جلوگیری از پیشروی نیروهای انگلیسی اعلام می دارد. نیروهای انگلیسی همزمان با حمله به بوشهر قصد تصرف ناحیه دلوار را می كنند. دلوار محلی بود كه پیش از آن چندبار سربازان انگلیسی به آن جا تجاوز كرده، اما طعم شكست را در این ناحیه چشیده بودند. رئیس علی خان دلواری و شیخ حسین خان چاه كوتاهی و زایرخضرخان اهرمی از این وقایع آگاه و در مقام دفاع از وطن برمی آیند. قیام دلیران تنگلستان علیه اشغالگران آغاز می شود و نیروهای متجاوز انگلیسی كه قریب به پنج هزار نفر بودند در دام دلیر مردان تنگستانی گرفتار می آیند و عده زیادی از متجاوزان انگلیسی در این حمله از بین می روند. قیام مردم تنگستان بر روی هم هفت سال طول می كشد و در این مدت دلیران تنگستانی دو هدف عمده را دنبال می كنند: 1. پاسداری از بوشهر و دشستان و تنگستان به عنوان منطقه سكونت خود. 2. جلوگیری از حركت قوای بیگانه به درون مرزهای ایران و دفاع از استقلال وطن. عملیات چریکی پیروزمندانه رییس علی، سایر مبارزان تنگستان را تشویق به همراهی با او کرد. تا تابستان ۱۹۱۵ عملیات موفقی را بر علیه نیروی دریایی انگلیس رهبری کرد. انگلسی‌ها مجبور شدند نیروهای کمکی از عراق و هند به بوشهر اعزام کنند و دلوار را به شدت بمباران کردند. زمانی که مقامات انگلیسی تصمیم قطعی درباره اشغال بوشهر و پیشروی به سوی شیراز را داشتند به منظور تطمیع رئیس علی، دونفر از متابعان حیدرخان حیات داودی را به دلوار گسیل می دارند تا به زعم خود موافقت او را مبنی بر پیاده شدن قوای انگلیس در كرانه خلیج فارس و حركت به سوی شیراز جلب كنند. نمایندگان حیدرخان ضمن ملاقات با رئیس علی متذكر می شوند كه چنانچه او از قیام علیه قوای اشغالگر صرف نظر كند، مقامات انگلیسی چهل هزارپوند به او خواهند پرداخت. رئیس علی در پاسخ می گوید: "چگونه می توانم بی طرفی اختیار كنم در حالی كه استقلال ایران در معرض خطر جدی قرار گرفته است؟" پس از مراجعت نمایندگان حیدرخان، نامه تهدیدآمیز از طرف مقامات انگلیسی به رئیس علی نگاشته می شود مبنی بر این كه: "چنانچه بر ضد دولت انگلستان قیام و اقدام كنید، مبادرت به جنگ می نماییم، در این صورت خانه هایتان ویران و نخل هایتان را قطع خواهیم كرد." رئیس علی در پاسخ مقامات انگلیسی می نویسد:" خانه ما كوه است و انهدام و تخریب آن ها خارج از حیطه قدرت و امكان امپراطوری بریتانیای كبیر است. بدیهی است كه در صورت اقدام آن دولت به جنگ با ما، تا آخرین حد امكان مقاومت خواهیم كرد." جنگ میان رئیس علی و دلیران تنگستان از یک سو و انگلیسیها و خوانین متحد آنان از سوی دیگر به طور پیاپی و پراکنده تا شوال هزار و سیصد و سی و سه ه.ق ادامه یافت و انگلیسیها نتوانستند بر رئیس علی و یارانش تفوق یابند. تا این که در گیرودار حمله انگلیسیها به بوشهر در شب بیست و سه شوال هزار و سیصد وسی‌وسه ه.ق هنگامی که رئیس‌علی در محلی به نام «تنگک صفر» قصد شبیخون به قوای انگلیسیها را داشت، هنگام شبیخون به دشمن توسط فردی به نام غلامحسین تنگكی از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت. رئیس علی در ۱۲ شهریور ۱۲۹۴ خورشیدی/۳ سپتامبر ۱۹۱۵ میلادی در سن ۳۴ سالگی کشته شد.

پروین دولت‌آبادی

 پروین دولت‌آبادی

 (۱۳۰۳-۱۳۸۷شاعر و از بنیان‌گذاران شورای کتاب کودک بود[۱], [۲]

کتاب شعر گل بادام او جایزه شعر شورای کتاب کودک در سال ۱۳۶۶ را از آن وی کرد [۳][۴].


پروین در سال ۱۳۰۳ در محله احمدآباد اصفهان از مادری فرهنگی و مدیر مدرسه ناموس به نام فخرگیتی و پدری که رئیس اوقاف اصفهان بود به نام حسام‌الدین دولت‌آبادی زاده شد. او ابتدا به مدرسه ناموس در اصفهان رفت اما به زودی همراه خانواده‌اش به تهران رفت و دوره ابتدایی را در دبستان نوروز به پایان برد. پروین سال‌های اولیه دبیرستان را در مدرسه نور و صداقت که آموزگاران انگلیسی داشت گذراند و سال‌های بعد را در مدرسه آمریکایی نوربخش تحصیل کرد[۴]. پس از دبیرستان تصمیم داشت تحصیل را در رشته نقاشی و مجسمه‌سازی در دانشکده هنرهای زیبا ادامه دهد و چند جلسه هم در دانشگاه شرکت کرد اما بازدید از یک پرورشگاه مسیر او را عوض کرد. پرورشگاه متعلق به شهرداری تهران بود و پدرش ریاست کل آن را برعهده داشت. خواهرش مهین نیز به اداره بخش شیرخوارگاه آن می‌پرداخت. پروین تصمیم گرفت به سرپرستی و تربیت کودکان پرورشگاه بپردازد. در پرورشگاه شعرهایی که برای کودکان سرود بسیار مورد توجه آنان قرار گرفت[۴]. وی تلاش کرد تا شعر کودکان را از حالت پند گونه خارج کرده و اشعاری که جنبه سرگرمی و تفریح برای ایشان داشته باشد ارائه کند. وی هم چنین آثاری برای بزرگسالان نیز در هر دو سبک سنتی و نیمایی سروده است. وی از معدود نویسندگانی است که آثارش در کتب درسی نیز آمده است[۴]. پروین دولت آبادی روز سه‌شنبه ۲۷ فروردین سال ۱۳۸۷ شمسی در سن ۸۴ سالگی بر اثر سکته قلبی در تهران درگذشت[۵] و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا دفن گردید.

آثار

 

  • گل بادام (برگزیده شورای کتاب کودک در سال ۱۳۶۶ [۴])
  • بر قایق‌ ابرها
  • شوراب
  • هلال نقره‌سا
  • آتش و آب
  • باز می‌آید پرستو نغمه‌خوان
  • گنجشک و وزغ
  • شهر سنگ
  • در بلورین جامه‌ انگور
  • جمجمک برگ خزان
  • گذری در ادبیات کودکان
  • یک بازیگر

و ویرایش بیش از ۲۰ کتاب کودکان.

 

پروین دولت‌آبادی

 

تولد

۱۳۰۳
محله احمدآباد اصفهان

مرگ

۲۷ فروردین ۱۳۸۷
تهران

مدفن

قطعه هنرمندان بهشت زهرا

زمینه فعالیت

ادبیات

ملیت

ایرانی

اهل

اصفهان

والدین

فخرگیتی
حسام‌الدین دولت‌آبادی

پیشه

شاعر و از بنیان‌گذاران شورای کتاب کودک


 

بدیع‌الزمان فروزانفر

بدیع‌الزمان فروزانفر

 

تولد          1288ه.خ        بشرویه

مرگ        16 اردیبهشت 1349 ه.خ      تهران

زمینه ی فعّالیت     استاد زمینه ی فارسی

 

 

 

 

 

محمدحسین بشرویه‏ای معروف به بدیع‏الزمان فروزانفر (۲۸ ربیع الثانی ۱۳۲۲ ه.ق. بشرویه - ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۹ ه.خ. تهران) از اساتید برجسته زبان و ادبیات فارسی و مولوی‌شناس نامدار بود.[۳]

 

وی از چهره‌های بزرگ پژوهش ادبیات فارسی و استاد گروهی از بزرگان ادبیات معاصر بوده‌است از جمله: دکتر عبدالحسین زرین کوب، دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، دکتر ذبیح الله صفا، دکتر محمدامین ریاحی، دکتر سید محمد دبیرسیاقی، دکتر محمد جعفر محجوب، دکتر سیمین دانشور، دکتر جلیل تجلیل، دکتر محمد علی اسلامی ندوشن، دکتر حسینعلی هروی و دکتر سید جعفر شهیدی. او خود شاگرد دهخدا بود. علامه دهخدا درسال ۱۳۱۴ مدرک دکترای وی را امضا و او را به سمت استادی دانشگاه تهران منصوب کرد. او بنیانگذار نهضت تحقیق در متون کلاسیک ادبیات فارسی و تصحیح آنها بود. تصحیح کلیات شمس تبریزی از کارهای برجسته فروزانفر به‌شمار می‌آید. فروزانفر به مدت‌ ۳۰ سال‌ در دانشگاه تهران و در رشته‌های مختلف‌ از جمله ادبیات‌ فارسی‌، تاریخ‌، تصوف‌ اسلامی‌، عرفان‌ و ادبیات‌ عرب‌ تدریس‌ کرد. وی همچنین دو دوره‌ به‌ نمایندگی مجلس شورای ملی‌ و مجلس سنا انتخاب‌ شد. عمدهٔ‌ مطالعات‌ استاد فروزانفر دربارهٔ مولانا جلال‌الدین بلخی و عطار نیشابوری بود.[۴]

 

 

دیدگاه صاحب نظران دربارهٔ استاد فروزانفر

استاد بدیع‏الزمان فروزانفر، از فحول روزگار و از فرهیختگان برجسته عرصه ادب فارسی است. او استاد ممتازی در عربی، عرفان، منطق و حکمت، و نیز شاعری پرمایه و همچنین ‏دانشمندی در عالم تحقیق بود. دکتر زرین‏کوب یکی دیگر از بزرگان ادب فارسی درباره فروزانفر چه نیک گفته‏است: «معلم و استادی دلسوز و صمیمی بود. درس او تنها تعلیم نبود، هم تهذیب بود و هم در حین حال تفریح. با این همه، توفیق او در کار معلمی در بین استادان ادب عصر به‌کلی بی‏سابقه بود... شعر را به سبک قدما محکم و متین می‏گفت، مخصوصاً به شیوه ناصرخسرو خاقانی علاقه داشت، و از این حیث یادآور ادیب پیشاوری بود... احوال و اسبابی که در حیات ادبی وی مؤثر افتاد، از وی بیشتر یک محقق و یک عالم ساخت... قلمرو تحقیق او ادبیات و تصوف بود، خاصه در دوران اسلامی قبل از صفویه...»[۵]

آثار

مهم‌ترین آثار تألیفی و تصحیحی استاد فروزانفر عبارت‌اند از[۶]:

  • «سخن‌ و سخنوران» در دو جلد
  • منتخبات‌ ادبیات‌ فارسی
  • رساله‌ در احوال‌ مولانا جلال‌الدین‌ رومی
  • تاریخ ادبیات ایران
  • فرهنگ عربی به فارسی (با مشارکت چهار نفر از استادان)
  • فیه ما فیه از گفتار مولوی
  • مأخذ قصص و تمثیلات مثنوی
  • احادیث مثنوی
  • «دیوان شمس تبریزی» در دو جلد
  • احوال و تحلیل آثار فریدالدین عطار نیشابوری
  • مناقب اوحدالدین کرمانی.
  • «شرح مثنوی شریف» در سه جلد
  • قدیمی‌ترین اطلاع از زندگانی خیام
  • مجموعهٔ اشعار (با مقدمهٔ دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی)[۷]

بایزید بسطامی

بایزید بسطامی

ابویزید طیقور بن عیسی البسطامی معروف به بایزید بسطامی از بزرگ‌ترین عارفان و بزرگان اهل تصوف است که در سال های 161 تا234 می زیسته و بیش از دیگران دارای شهرت و اهمیت بوده و رفتار و گفتارش در همهٔ مردان راه حق تأثیر کرده‌است، به این جهت داستان‌ها و سخنان او بیش از هر صوفی و عارفی در کتب صوفیه و عرفا آمده‌است و مخصوصا در آثار منظوم عرفانی مانند آثار عطار و مثنوی مولوی بیشتر جلوه‌گر است.

فریدالدین عطار در تذکره الاولیا ۵۵ صفحه به ذکر شرح حال و اقوال بایزید اختصاص داده و این مقدار تفصیل دربارهٔ صوفی و عارفی دیگر در آن کتاب به نظر نمی‌رسد. عطار در آغاز شرح حال او می‌نویسد «آن سلطان العارفین آن برهان المحققین اکبر مشایخ بود و اعظم اولیا و حجت خدای بود و خلیفهٔ به حق در اسرار و حقایق نظری نافذ و حدی بلیع داشت و پیش از او کسی را در معانی طریقت چندان استنباط نبود که او را».

نقل است که چون مادر او را به مکتب فرستاد، در سورهٔ لقمان به این آیت رسید: «ان اشکرلی و لوالیدیک» یعنی شکر گوی مرا و شکر گوی مادر و پدر را چون معنی این آیه بدانست نزد مادر رفت و گفت : در دو خانه کدخدایی چون کنم، یا از خدا در خواه تا همه آن تو باشم یا مرا به خدا بخش تا همه آن او باشم مادر گفت: تو را در کار خدا کردم و حق خود به تو بخشیدم».

پس از بسطام بیرون رفت و سی سال در بادیهٔ شام می‌گشت و ریاضت می‌کشید

ابو علی حسین بن عبدالله ابن سینا  

ابن سینا،ابو علی حسین بن عبدالله (370 – 428 ه.ق)

         ابو علی سینا یا ابن سینا ماقب به شرف الملک و شیخ الرئیس پزشک،ریاضی دان،فیلسوف و منجم بزرگ ایران که درسال 370 ه.ق در افشنه از توابع بخارا به دنیا آمد.

   از 5 سالگی شروع به درس خواندن کرد.او در بخارا پزشکی و ریاضی را فرا گرفت. هفده ساله بود که نوح بن منصور سامانی را در مان کرد و با این عمل موجب شد که کتاب خانه ساطنتی را در اختیارش قرار گیرد.

   او سفر های بسیاری کرد. اوبا دانشمندان بزرگ دیگری در ارتباط بود،او با ابوریحان بیرونی،ابوسهل مسیحی و ابو نصر عراقی ارتباط داشت. از شاگردان ابو علی سینا می توان به ابوالحسن بهمنیار،ابن مرزبان،ابن زیله،ابوعبید و معصومی اشاره کرد.از تیزهوشی او حکایت ها نقل کرده اند، درشرق،او را به انوان فیلسوفی بزرگ و در غرب به عنوان پزشک شهرت دارد.در زمان حیات،او را کافر می خواندند،در حالی که وی اولین کسی است که در اسلام کتب جامع و منظم فاسفه نگاشته است. او اولین دانشمندی است که در ایران بعد از اسلام درباره تعلیم و تربیت آثاری نوشته است.

او در سال 428 ه.ق درگذشت.آرامگاهش در همدان است.    

شرح حال

امیر کبیر

ارشمیدس

ادیسون

ادیب الممالک فراهانی

حاج سید اکبر ابوترابی

فردوسی

اقبال لاهوری

قائم مقام فراهانی

سعدی شیرازی

ویکتور ماری هوگو

هوشنگ مرادی کرمانی

نظام وفا

نادر ابراهیمی

مهدی آذریزدی

مصطفی چمران

محمودشبستر

محمود حکیمی

محمد علی رجایی

محمد تقی جعغری

گل آقا

غلام حسین یوسفی

سید جعفر شهیدی

سهراب سپهری

سعید کاظم آشتیانی

رئیس علی دلواری

پروین دولت آبادی

بدیع الرمزان

بایزید بستامی

ابو علی ابن سینا

آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی

آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی

آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی

عبدالکریم حائری یزدی (یا آیت الله موسس[۱]) (۱۲۳۸ ه.خ. -۱۳۱۵ ه.خ.) از مجتهدان و مراجع تقلید شیعه و بنیان‌گذار حوزهٔ علمیهٔ قم بود. او از سال ۱۳۰۱ تا سال ۱۳۱۵ ریاست تامّه و مرجعیت کامل شیعیان را برعهده داشت.

 

زندگی

شیخ عبدالکریم حائری در سال ۱۲۳۸ هجری خورشیدی در روستای مهرجرد (میبد) ‌یزد بدنیا آمد. پدرش محمد جعفر نام داشت. در شش سالگی یکی از بستگانش معروف به میر ابوجعفر که آخوند بود به مهرگرد آمد و تحصیل عبدالکریم را عهده دار شد و با رضایت پدر و مادرش، او را به اردکان برد و به مکتب سپرد. عبدالکریم روزها در درس استادان حاضر میشد و شبها در خانه میر ابوجعفر به سر میبرد و گاهی در شبهای جمعه به منظور دیدار با پدر و مادر راه مهرگرد را پیش میگرفت. با درگذشت پدر مدتّی از تحصیل باز ماند امّا بعد از چندی به حوزه علمیه یزد رفت و در مدرسه محمدتقی خان سکنی گزید و به تحصیل علوم اسلامی پرداخت.

 

عراق

در ۱۸ سالگی به همراه مادرش با کاروان زیارتی به عراق رفت. چند سالی در کربلا در محضر آیت‌الله فاضل اردکانی بود و پس از آن با راهنمایی استادش به سامرّا و به محضر میرزای شیرازی رفت. میرزای شیرازی مرجع زمان و سرپرست حوزه علمیه‌ سامرّا بود. وی از آنجا که به آیت‌الله اردکانی احترام زیادی میگذاشت شیخ عبدالکریم را مورد توجه قرار داد. میگویند وقتی نامه فاضل اردکانی را خواند به شیخ عبدالکریم گفت: «من به شما اخلاص پیدا کردم»، و او را در منزل خود جای داد. حائری پس از اینکه به اجتهاد رسید از این دروان به نیکی یاد کرده و از خاطرات خانه میرزا این گونه می‌گوید: سرداب خانه میرزا هم محل مطالعهام بود و هم محل استراحتم و در ماه رمضان سحری را نیز در آنجا میخوردم امّا برای افطار به خانه میرزا باز نمیگشتم، بلکه به علت گرمای طاقت فرسای هوا، به سوی فرات رفته، آب مفصلی میخوردم و شنا میکردم. شیخ عبدالکریم دوازده سال در سامرّا به تحصیل پرداخت و در این مدت از درس‌های فقیهانی چون آیت‌الله سید محمد فشارکی و آیت‌الله نوری سود برد. شیخ عبدالکریم پس از رحلت میرزای شیرازی به نجف و پس از مدت کوتاهی از آنجا به کربلا رفت. اینجا بود که او لقب حائری را برای خود برگزید. (حائر در لغت به گودالی گفته میشود که در آنجا آب جمع میشود. زمین کربلا را حائر میخوانند.) آیت‌الله حائری در این مدّت دو درس عمده خارج اصول و فقه آموزش می‌داد و باقی اوقاتش را در اختیار طلاب قرار داد و علاوه بر اینها، چون آیت‌الله میرزا محمدتقی شیرازی مرجع تقلید شیعه احتیاطات خود را به ایشان ارجاع داده بود، پاسخگویی به مسائل دینی مردم را نیز بر عهده گرفت. حائری در ۱۲۹۳ خورشیدی هنگامی که دامنه آشوب‌های ضد انگلیس در بین‌النهرین به شهر کربلا نیز کشیده شده به دعوت مردم سلطان آباد (اراک بعدی) به ایران بازگشت و تا سال ۱۳۰۱ خورشیدی که به قم رفت در حوزه علمیه اراک بود. آیت‌الله حائری به مدّت هشت سال در این حوزه تدریس کرد و در کنار مسؤولیت مرجعیت از پرورش استعدادهای طلاب جوان نیز غافل نبود.

 

 قم

آیت‌الله حائری در اواخر زمستان ۱۳۰۰ هجری ش. (۲۲ رجب ۱۳۴۰ ق.) با فرزند بزرگش حاج شیخ مرتضی حائری به همراه آیت‌الله محمدتقی خوانساری به قصد اجابت دعوت گروهی از مردم، از اراک به سمت قم حرکت کردند و در میان انبوه جمعیت استقبال کننده وارد شهر قم شدند. اوایل بهار ۱۳۰۱ خورشیدی پس از دو ماه اقامت آیت‌الله حائری در شهر قم، در منزل آیت‌الله پایین شهری (آیت‌الله شيخ مهدي حكمي زاده ره)، جلسهای از طرف علما، بازاریان و کسبه تهران تشکیل شد که فقهای قم چون آیت‌الله بافقی، آیت‌الله کبیر و آیت‌الله فیض در آن شرکت داشتند. در این جلسه علما قبول این امر مهم را به آیت‌الله حائری اصرار کردند و نیز بسیاری از بازاریان و کسبه در تأمین مالی دانشگاه دینی اعلام آمادگی نمودند. آیت‌الله حائری ابتدا بر این عقیده بود که بزرگان قم خود این کار را انجام دهند. امّا چون اصرار بی حد علما را مشاهده کرد و تکلیف را بر عهده خود ثابت دید این نکته را بیان فرمود: استخاره خواهیم کرد آیا صلاح است در قم مانده، به فضلا و محصلین دانشگاه دینی اراک که انتظار بازگشت مرا دارند، بنویسم به قم بیایند یا نه؟ وی صبح روز بعد، پس از آنکه نماز صبح را به پایان رساند در حرم حضرت معصومه به دعا و نیایش ایستاد و به قرآن روی آورد. شایع شده که آیت‌الله حائری به قرآن استخاره کرد و آیه مناسب حالش «... وَ أْتُونِی بِأَهْلِکُمْ أَجْمَعِینَ» خط مشی آینده او را ترسیم نمود و آیت‌الله حائری را مصمّم ساخت دانشگاه دینی قم را سامان داده، شاگردان خود را از اراک به این شهر فرا خواند. با اقامت گزیدن آیه‌الله حائری در قم بنیان حوزه علمیه قم نیز نهاده شد و بتدریج رشد کرد و در ردیف بزرگ‌ترین دانشگاه‌های دینی جهان تشیع در آمد. اساسیترین گام آیت‌الله حائری پس از تأسیس حوزه قم تعمیر مدارس دینی و تغییر روش آموزشی بود. توجه دادن محصلان علوم دینی به ژرف نگری در درس و بحث علمی و گزینش هیأت ممتحنه برای گرفتن امتحان از دروس حوزوی بود.

 

روحیات

ایشان در مقابل حوادث و مسائل سیاسی در اوایل روی کار آمدن رضا شاه پهلوی و ماجرای کشف حجاب همواره صبر و بردباری را پیشه خود ساخت و برای حراست از حوزه نوپای قم تلاش بسیاری نمود و همواره میفرمود: «من حفظ حوزه را اهم میدانم.» آیت‌الله حائری در ماجرای کشف حجاب بارها با رضا شاه برخورد و ستیز نمود. معروف است که پس از ماجرای کشف حجاب و کشتار مسجد گوهرشاد ایشان هیچ گاه حال و روز خوشی نداشت و این اندوه را تا پایان عمر در دل داشت.

 

فرزندان

 

مرگ

آیت‌الله حائری در۸۴ سالگی، در ۱۷ ذیقعده ۱۳۵۵ هجری ق (۱۳۱۵ هجری ش) درگذشت و در جوار آرامگاه حضرت معصومه به خاک سپرده شد.

 

آثار

  • کتاب الصلوه - کتاب مفصّلی درباره مسائل نماز است.
  • کتاب دور الاصول - این کتاب تقریرات درس آیت‌الله سید محمد فشارکی است.
  • کتابهای دیگر آیت‌الله حائری مجموعه رسائلی است که در ابواب مختلف فقهی مانند احکام ارث، احکام شیر دادن و مسائل ازدواج و طلاق به رشته تحریر در آورده‌است

شاگردان